جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ فروردین ۷, دوشنبه

در ایام عید هم رها نمی کنند.

چهار شهروند بهایی در اصفهان بازداشت شدند
به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز چهار شهروند بهایی به نام های احسان اشتیاق، عنایت نعیمی، فرزاد همایونی و سروش پزشکی توسط ماموران امنیتی استان اصفهان بازداشت شدند.
بنابرگزارش خبرگزاری بهایی نیوز ماموران امنیتی صبح امروز دوشنبه ۷ فروردين ۱۳۹۶ با مراجعه به منزل چهار شهروند بهایی ساکن شهر اصفهان پس از تفتیش منزل آنان را بازداشت کردند.

۱۳۹۶ فروردین ۶, یکشنبه

چرا برای پیامبر ایرانی آثار عربی شده؟



و از جمله اعتراضات آن است که حضرت باب و حضرت بهاءالله با وجود اينکه ايراني و فارسي زبان بوده اند چرا کتب آها به زبان عربي است آيه «مَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ[i]» يعني ما هيچ پيامبري را جز به زبان قومش نفرستاديم را دليل بر مدعاي خود آورده اند.اول آنکه حضرت مسيح با اينکه در ميان قوم يهود مبعوث شدند انجيل مقدس به لسان يوناني نوشته شد نه به زبان عبري؛ عارف کامل حکيم سنائي غزنوي مي فرمايد:زبان گر بهر حق خواهي چه عبراني چه سريانيمکان کز بهر حق جوئي چه جابلقا چه جابلسادوم آنکه مقصود از لسان قوم آن نيست که فارسي يا عبري يا سرياني باشد بلکه مقصود اين است که مطابق فهم و استعداد قوم بوده باشد:بهر کودک آن پدر تي تي کند گرچه علمش هندسه گيتي کندچونکه با کودک سروکارت فتاد پس زبان کودکي بايد گشادسوم آنکه اگر برگرديم به دوران سلطنت قاجاريه و اوضاع و احوال مردم ايران در آن زمان خواهيم دانست که در کشور ايران دو زبان معمول بوده (عربي و فارسي) زبان مذهبي و علمي عربي بوده و کتب درسي و علمي آن روز از قبيل علم طب و منطق و حکمت و فقه و اصول و علوم ادبي و رياضي همه به زبان عربي تدريس مي شده، کما اينکه آثار بسياري از دانشمندان ايراني همچون ابن سينا نيز به عربي نوشته شده اند. بسياري از آثار ادبي مشهور ايران از جمله شاهکار سعدي گلستان، زيبائيش در بکار بردن استادانه همين سبک است: «خطيبي کريه‌الصوت خود را خوش آواز پنداشتي و فرياد بيهده برداشتي گفتي نغيب غراب البين در پردهء الحان اوست يا آيت انّ انکرالاصوات در شان او.» و يا در جاي ديگر مي‌گويد: «عالِم ناپرهيزگار کوريست مشعله‌دار. يهدي به و هو لايهتدي.» و از حافظ ياد کنيم:الا يا ايهاالساقي ادر کأساً و ناولها که عشق آسان نمود اوّل ولي افتاد مشکلهااصولا زبان فارسي متداول آن روز و حتي امروز هم زباني است مرکب از لغات فارسي و عربي و بعضي لغات ديگر.چهارم آنکه ائمه اطهار متجاوز از هزار سال قبل در اخبار پيشگويي کرده اند که اصحاب قائم عجم (غير عرب) هستند «ولکن لايتکلمون الا بالعربيه[ii]» يعني جز به زبان عربي صحبت نمي کنند و در حديث ديگر مي فرمايد: «يظهر بآثار مثل القرآن[iii]» يعني آثاري مانند قرآن ظاهر مي کند. با اين حال اگر به فارسي هم کتاب بيان و اقدس نازل مي شد باز معرضين اعتراض مي کردند که چرا به عربي نازل نشده است.[iv]پنجم آنکه حضرت بهاءالله و حضرت باب آثار فارسي زيادي نيز دارند و حتي الواحي از ايشان نازل گرديده که کاملا به فارسي سره نوشته شده و هيچ لغت با ريشه عربي در آن نيامده است و آثار عربي نيز به اين سبب نازل شده اند که ريشه اعتقاد اسلامي در اين سرزمين، انس و ارتباط مردم با متون نيايشي عربي، همچون نماز و ديگر ادعيه، بسيار بيش از فارسي بوده و براي ايشان زباني نا مفهوم و نا آشنا محسوب نمي گردد. به علاوه در يک و نيم قرن گذشته اختلاط زبان عربي و فارسي بسيار بيش از امروز بوده است و به يکباره گسستن از اين ريشه، به پيوستگي و ارتباط اعتقاد جديد و قديم لطمه وارد مي آورد، بنا براين به جهت سهولت برقراري اين ارتباط و انتقال ، آثار به مقتضاي حال مخاطبين نازل شده اند چرا که اساس اديان الهي که تخلق به اخلاق رحماني و فضائل يزداني است ثابت است و آنچه تغييرمي کند، نحوه تطابق اين فضائل با زندگي انسانهاست و آموزش بينشهائي مطابق با درک و نياز انسانهاي هر زمان، مثلا در الواحي که زرتشتيان مورد خطاب بوده اند، حتي لغات با ريشه عربي را نيز بندرت بکار برده اند. في المثل حضرت بهاءالله در لوح شيرمرد مي فرمايند: «امروز کيش يزدان پديدار، جهان دار آمد و راه نمود کيشش نيکوکاري و آئينش بردباري، اين کيش زندگي پاينده بخشد و اين آئين مردمان را به جهان بي نيازي رساند». همچنين ترجمه بسياري از کتب و آثار مقدسه بهائي تاکنون براي ممالک غرب به زبان انگليسي و السن ديگر نيز نتشر گرديده است.ششم آنکه اين ظهور جديد فقط براي ايران ظاهر نشده بلكه طبق بشارات پيامبران قبل، ظهوري جهاني است ومخاطَب آن همه جهانيان هستند.در هر صورت زبان وسيله اي براي انتقال مفاهيم است و هر زباني که براي بيان مفهومي کارآمد تر باشد بايستي مورد استفاده قرار گيرد، همچون بسياري مقالات علمي که امروز توسط اساتيد ايراني به انگليسي نوشته مي شوند. از طرفي همان طور که مي دانيد زبان عربي کامل ترين و فصيح ترين زبان است، مثلا هر فعل در عربي شانزده صيغه دارد و برخي خصوصيات اين زبان در ديگر زبان ها يافت نمي شود، از اين رو برخي مفهومات را نمي توان در زبان ديگري به طور کامل بيان کرد. گذشته از اين موارد، بيش از نيمي از کلماتي که ما در فارسي بکار ميبريم در اصل عربي هستند و فارسي و عربي آنچنان به هم آميخته اند که تفکيک آن ممکن نيست.آنچه در اين ديانت انقلابي و نو بشمار مي‌آيد آنست که بنيان‌گذارانش با نگارش آثاري ديني به زبان فارسي و بيان انديشه‌هاي خود به اين زبان، دين را از انحصار ملّايان و عربي دانان در آوردند و براي توده‌مردم قابل فهم ساختند. نه تنها به فارسي آثاري آوردند بلکه به ترجمه آثار عربي خود به فارسي پرداختند مانند کتاب بيان فارسي از قلم حضرت باب، و برخي آثار که حضرت بهاءالله شارع ديانت بهائي آن را به فارسي نيز ترجمه نموده است.حضرت بهاء‌الله با اينکه با اين زبان و وسعت و قواعد آن آشنا نبودند، با نوشتجات خود لسان عربي را غني ساختند و همچنان که حضرت محمّد در زمان خود سبک تازه‌اي خلق نمودند حضرت بهاء‌الله نيز سبک بديعي بوجود آورده‌اند که الهام ‌بخش نويسندگان و دانشمندان بهائي بوده و هست. اين حقيقت در مورد آثار مبارکه آن حضرت به زبان فارسي نيز صادق و معتبر است. حضرت بهاء‌الله در يکي از الواح مبارکه عربي را بعنوان «‌لغت فصحي» و فارسي را بنام «‌لغت نورا‌» و «‌لسان شکرين‌» معرّفي فرموده‌اند. الواح عربي آن حضرت مهيمن و مشحون از قدرت و اقتدار است و آيات منزله در آنها در کمال جلالت و فصاحت جلوه‌گر مي‌شود. آثار فارسي نيز زيبا با حرارت و روح‌افزاست.[v] فارسي لطيف و ظريف است و زبان عربي عظيم و وسيع است و وقتي عظمت و وسعت با لطافت و ظرافت توأم گردد، مفاهيم عالي‏تر و بيشتري را مي‏توان بيان نمود. مثلاً درباره‏ي عشق ملاحظه فرماييد، در کلمات مکنونه‏ي عربي، عشق الهي به صورت قلعه‏ي مستحکمي که پناهگاه ماست، مجسم شده که آن قلعه‏ي عشق باعث حفظ و حراست ماست، ولي عشق الهي در زبان فارسي شاعرانه است، لطيف است، دلنشين است، به گونه‏اي است که دل‏ها را مي‏ربايد و ما را به معشوق حقيقي مي‏رساند. در عربي راجع به اين موضوع بياني مي‏فرمايد که مضمونش اين است که: اي پسر هستي، عشق من قلعه‏ي من است، هر که بدرون آن رفت، نجات يافت و ايمن گرديد و هر که از آن بدر رفت، گمراه شد و بمرد. همين مفهوم عشق را ملاحظه فرماييد، در کلمات مکنونه‏ي فارسي چگونه تعبير فرموده‏اند: «اي دوست، در روضه‏ي قلب جز گل عشق مکار» و يا «اي بلبل معنوي، جز در گلبن معاني جاي مگزين».[vi]گذشته از اين، اينکه آثار بهائي به دو زبان فارسي و عربي نوشته شده جزء امتيازات اين ديانت است که موجب نزديکي قلوب عرب زبانان و فارسي زبانان مي گردد و انتقاد از آن تعجب برانگيز است و نهايت اينکه ديانت بهائي ديانت قومي نيست بلکه يک ديانت جهاني است و طبعا خود را محدود به «لسان قوم» نميداند و در بين همه اقوام مخاطبيني براي خود دارد . کما اينکه ادعيه و آثاري از حضرت عبدالبها به ترکي نوشته شده و آثار بسيار زيادي از شوقي افندي به زبان انگليسي است و هم اکنون در بين اديان آثار بهائي به بيشترين زبانها ترجمه شده و تقريبا همه زبانهاي زنده دنيا را پوشش داده است. اگر کسي بخواهد متون عربي ديانت بهائي را بي‌طرفانه ارزيابي کند از اعتراف به اين نکته گريزي نخواهد داشت که روح اين آثار فرهنگ و جهان بيني ايراني است، و نمي‌توان آنها را جز بخشي از ادبيات فارسي چيز ديگري بشمار آورد، بلکه آن آثار نيز از فرهنگ و ادب ايران و اصطلاحات ادبي فارسي متاثر است.حضرت بهاءالله جل اسمه الاعلي در يکي از مناجاتها مي فرمايند: «اگر از لغات مختلفه عالم عرف ثناي تو متضوّع شود همه محبوب جان و مقصود روان، چه تازي چه فارسي اگر از آن محروم ماند قابل ذكر، نه چه الفاظ چه معاني». همچنين حضرت عبدالبهاء مي فرمايند: «فارسي و عربي و ترکي هر سه لسان عاشقان جمال جانان است. عشق را خود صد زبان ديگر است. مقصد معاني است نه الفاظ، حقيقت است نه مجاز، صهباي حقايق و معاني در هر کأس گوارا، خواه جام زرّين باشد خواه کاسه گلين. ولي البته جام بلور و مرصّع لطيف‌تر است[vii]».بنابراين مهم مفاهيمي است که در آيات الهي وجود دارند، نه زبان آنها.[i]. سوره ابراهيم – آيه 4[ii]. جنات نعيم، فتوحات مکِه، رساله علائم ظهور[iii]. بحارالانوار مجلسي[iv]. برگرفته از برهان واضح – صفحات 156 – 158[v]. برگرفته از کتاب ظهورحضرت بهاءالله جلد اوّل – صفحات 32 و 33[vi]. يک ساعت تفکّر- صفحات 27و28[vii]. مائده آسماني جلد ۹ – صفحه ۳۵This entry was posted in چرا برای پیامبر ایرانی آثار عربی شده؟

بمناسبت 5 شهرالبها روز بین المللی 14- روزبين المللي جوانان بهائي


 طرح اين جلسه وانتخاب روزي را بعنوان روز بين المللي جوانان كه تمام جوانان بهائي در يك زمان جلسه اي را تشكيل داد ه به جشن و شادي ونيايش بپردازند ازابتكارات لجنه ملي جوانان بهائي امريكا است و آنرا بساحت مقدس حضرت ولي امرالله عرض نمودند و مورد تأئيد حضرتش قرار گرفت وبراي اولين بار درروز 24 مارس 1936 در چند نقطه امريكا جلساتي بدين منظور دائر شد و چون نتيجه اين احتفالات بي اندازه سودمند ومفيد واقع شد لجنه ملي جوانان امريكا ساير لجنات مليه جوانان رادراقاليم مختلفه عالم به اهميت ولزوم دين مشروع جديد آشنا نمود وازآن پس همه ساله اين جشن منعقد مي گرديد . درسال دوم علاوه بر سي جلسه كه درشهرهاي مختلفه امريكا منعقد شد جوانان بهائي انگلستان – فرانسه – آلمان – هندوستان – مصر – عراق – ژاپن – چين واستراليا نيز دعوت جوانان امريكا را لبيك گفته جشن هايي برپا ساختند .
 روز بين المللي جوانان روزي است كه درتمام اقاليم جهان كليه جوانان بهائي براي ايجاد ارتباط معنوي وبه نشان هماهنگي و وحدت جامعه جوان درتحقق نواياي مقدس خويش اجتماع مي نمايند وازساحت مولاي توانا موفقيت دراجراي اوامرش را مسئلت مي كنند .
 احتفالاتي كه در اين روز منعقد مي گردند نه تنها به ايجاد الفت و صميميت وارتباط روحاني بين جوانان بهائي عالم كمك مي كند بلكه خود فرصت مناسبي است تا جوانان درباره وظايف خطيره خويش به تفكر پردازند و تبادل آراء نمايند و با اتخاذ تصميمات جديد ازنيروي جواني خويش به نحو اكمل جهت خدمت به عالم انساني وتعميم وترويج تعاليم مباركه استفاده نمايند .
درايران اولين بار در 7 اسفند 13166 جلساتي به نام روز بين المللي جوانان درتهران منعقد گرديد كه سبب سرور خاطر وجود مبارك حضرت ولي امرالله قرار گرفت . درسال 1329 لجنه ملي جوانان بهائي با توجه به اينكه يوم هفتم اسفند هيچگونه خصوصيتي نداشت ونيز مصادف با فصل سرما بود به لجنه ملي جوانان امريكا پيشنهاد كرد روز پنجم شهرالبهاء مطابق 25 مارس را كه مصادف با يوم حركت حضرت عبدالبهاء ازشرق به غرب است براي روز بين المللي جوانان درنظر بگيرند وبعدازاستقبال لجنه جوانان امريكا اين روز جهت اين مشروع تعيين گرديد .
 روز بين المللي جوانان روزي است كه درتمام اقاليم جهان كليه جوانان بهائي براي ايجاد ارتباط معنوي وبه نشان هماهنگي و وحدت جامعه جوان درتحقق نواياي مقدس خويش اجتماع مي نمايند وازساحت مولاي توانا موفقيت دراجراي اوامرش را مسئلت مي كنند .
 احتفالاتي كه در اين روز منعقد مي گردند نه تنها به ايجاد الفت و صميميت وارتباط روحاني بين جوانان بهائي عالم كمك مي كند بلكه خود فرصت مناسبي است تا جوانان درباره وظايف خطيره خويش به تفكر پردازند و تبادل آراء نمايند و با اتخاذ تصميمات جديد ازنيروي جواني خويش به نحو اكمل جهت خدمت به عالم انساني وتعميم وترويج تعاليم مباركه استفاده نمايند .
درايران اولين بار در 7 اسفند 13166 جلساتي به نام روز بين المللي جوانان درتهران منعقد گرديد كه سبب سرور خاطر وجود مبارك حضرت ولي امرالله قرار گرفت . درسال 1329 لجنه ملي جوانان بهائي با توجه به اينكه يوم هفتم اسفند هيچگونه خصوصيتي نداشت ونيز مصادف با فصل سرما بود به لجنه ملي جوانان امريكا پيشنهاد كرد روز پنجم شهرالبهاء مطابق 25 مارس را كه مصادف با يوم حركت حضرت عبدالبهاء ازشرق به غرب است براي روز بين المللي جوانان درنظر بگيرند وبعدازاستقبال لجنه جوانان امريكا اين روز جهت اين مشروع تعيين گرديد .
: اين تنها روزي است كه درتمام اقاليم جهان كليه جوانان بهائي درقري وقصبات براي ايجاد ارتباط معنوي واثبات وحدت جامعه جوان واظهار هم آهنگي درتحقق نواياي مقدسه خويش تجمع نموده با استمداد از تأئيدات لاريبيه طلعات مقدسه موفقيت هرچه بيشتر خود را در راه خدمت به عالم انساني ازطريق قائم به خدمت بودن درتشكيلات آرزو نمايند . نكته جالب اين است كه شركت دراين جلسه منحصرو محدود بجوانان بهائي نبوده درصورت اقتضاي محل ونبودن مشكلي جوانان غير بهائي نيز مي توانند درآن شركت نمايند . درسالهاي بعددراغلب نقاط ايران جشنهائي برپا گرديد وچندين هزار نفر ازجوانان بهائي با شوق وعلاقه وافري دراين جلسات شركت جستند وازآن به بعد نيز اين شيوه مرضيه همچنان ادامه دارد . برنامه اين جلسات معمولاً‌ زيارت الواح مباركه – نطق و سخنراني – شور ومشورت واجراي موسيقي و پذيرائي وعكسبرداري مي باشد . روز بين المللي جوانان بهائي كه براي زنده نگه داشتن خاطره سفر پرثمر هيكل مبارك حضرت عبدالبهاء به اروپا وامريكا تعيين شده ازايام مخصوصه است كه تاريخ آن درتقويم امري يادآوري مي شود وگرنه ازايام محرمه محسوب نمي گردد.

🌹🌷🌻🌹🌷🌻مفهوم خدا در دیانت بهائی🌹🌷🌻



اعتقاد بهائی به خدای یگانه بدین معنی است که جهان هستی و کلیه موجودات و نیروهای آن به وسیله قدرتی یگانه و ماورای طبیعی خلق شده است. این وجود که ما او را خدا می نامیم دارای اختیار تام بر خلقت خود (قدرت مطلق) و واجد علم تمام و کمال به آن (علم مطلق) است. اگر چه ذات الهی ممکن است برای ما مفاهیم متفاوتی داشته باشد، اگرچه ممکن است با زبان های مختلف به او دعا کنیم و با نام های مختلف –الله یا یهوه، خدا یا برهما- او را بخوانیم، ولی همه به همان ذات یگانه نظر داریم.
حضرت بهاءالله در ستایش خلقت الهی می فرماید:
جواهر توحيد و لطائف تحميد متصاعد بساط حضرت سلطان بيمثال و مليک ذو الجلالی است که حقايق ممکنات و دقايق و رقايق اعيان موجودات را از حقيقت نيستی و عدم در عوالم هستی و قِدم ظاهر فرمود و از ذلّت بعد و فنا نجات داده بملکوت عزّت و بقا مشرّف نمود و اين نبود مگر بصرف عنايت سابقه و رحمت منبسطه خود [2]
به فرمودۀ حضرت بهاءالله خداوند عظیم تر و لطیف تر از آن است که برای ذهن محدود بشری آن طور که شایسته است قابل درک باشد و یا بتوان تصویر دقیقی از او به نظر درآورد:
توحيد ِ بديع ِ مقدس از تحديد و عرفان ِ موجودات، ساحت ِ عزّ ِ حضرت ِ لايزالی را لايق و سزاست که لَم يَزَل و لايزال در مکمن قدس اجلال خود بوده و فی ازل الآزال در مقعد و مقرّ استقلال و استجلال خود خواهد بود چه قدر غنی و مستغنی بوده ذات منزّهش از عرفان ممکنات و چه مقدار عالی و متعالی خواهد بود از ذکر سکّان ارضين و سماوات... [3]
بر اساس تعالیم بهائی، خدا چنان از خلق خود برتر است که مردمان تا ابد نخواهند توانست که حتی تصویر روشنی از او در ذهن خود شکل دهند و یا به چیزی جز ستایشی از دوردست ها نسبت به حقیقت متعالی او دست یابند. حتی اگر گفته شود که خدا قادر مطلق است، خدا محبوب اصلی است و یا بی نهایت عادل است، چنین عبارت هایی از تجربۀ بسیار محدود بشر نسبت به قدرت، عشق و عدالت سرچشمه گرفته است زیرا در حقیقت دانش ما از هر چیز، به دانش ما از صفات یا کیفیاتی که برایمان قابل درک است محدود می گردد:
بدانکه عرفان بر دو قسم است معرفت ذات شیء و معرفت صفات شیء. ذات شیء بصفات معروف ميشود و الّا ذات مجهولست و غير معلوم. و چون معروفيّت اشيا و حال آنکه خلقند و محدودند بصفاتست نه بذات پس چگونه معروفيّت حقيقت الوهيّت که نامحدود است بذات ممکن... لهذا ادراک عبارت از ادراک و عرفان صفات الهی است نه حقيقت الهيّه. آن عرفان صفات نيز بقدر استطاعت و قوّه بشريّه است کما هو حقّه نيست [4]
بنابراین عرفان و شناخت خدا برای انسان به معنای شناخت صفات و کیفیات اوست، نه عرفان ذات او، ولی چگونه می توان به شناخت صفات الهی دست یافت؟ حضرت بهاءالله فرمود همه چیز در خلقت ساختۀ دست خداست، بنابراین هر یک بخشی از صفات الهی را منعکس می سازد. برای مثال، حتی در ترکیب آشنای تخته سنگ یا بلور می توان نظم خلقت الهی را مشاهده کرد. ولی هر چه شیء پاک تر و پالوده تر باشد، بهتر می تواند صفات الهی را منعکس سازد. از آنجا که پیامبران یا مظاهر ظهور الهی عالی ترین شکل خلقت هستند که ما می شناسیم، می توانند کامل ترین شناخت صفات الهی را که برایمان در دسترس است، فراهم کنند:
آنچه در آسمانها و زمين است محالّ بروز صفات و اسمای الهی هستند چنانچه در هر ذرّه آثار تجلّی آن شمس حقيقی ظاهر و هويداست... خاصّه انسان که از بين موجودات باين خلع تخصيص يافته... چنانچه جميع صفات و اسمای الهی از مظاهر انسانی بنحو اکمل و اشرف ظاهر و هويدا است... و اکمل انسان و افضل و الطف او مظاهر شمس حقيقتند بلکه ما سوای ايشان موجودند باراده ايشان و متحرّکند بافاضه ايشان. [5]
اگر چه یک صخره یا درخت نیز بخشی از لطافت و ظرافت آفریدگار خود را ظاهر می سازند، ولی فقط موجود هوشیاری مثل انسان می تواند صفات الهی را در زندگی و اعمال خود به نمایش درآورد و از آنجا که مظاهر الهی از ابتدا در مرتبۀ کاملی از وجود قرار دارند، در زندگی آنان به کامل ترین وجه می توان معنای عمیق ترِ صفات الهی را درک نمود. خداوند در جسم خاکی محدود نیست و به همین جهت انسان نمی تواند به صورت مستقیم او را ببیند یا به شخصیت وی پی برد. بنابراین در حقیقت شناختن مظاهر الهی نزدیک ترین راه شناسایی پروردگار است.

۱۳۹۶ فروردین ۱, سه‌شنبه

آزیتا رفیع زاده در اولین روز سال ۱۳۹۶ به مرخصی آمد


به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز آزیتا رفیع زاده شهروند بهایی زندانی در زندان اوین در اولین روز سال ۱۳۹۶ به مرخصی ۶ روزه آمد.بنابرگزارش مجموعه خبری بهایی نیوز وی که ساعاتی پیش به مرخصی ۶ روزه آمده است پیشتر به اتهام عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهائیت با هدف اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت غیر قانونی در موسسه آموزش (بی آی اچ ای) به تحمل ۴ سال حبس تعزیزی محکوم شده بود.پیمان کوشکباغی همسر این شهروند بهایی نیز پیشتر در تاریخ ۹ اسفند ماه ۱۳۹۴ زمانی که به ملاقات همسرش به زندان اوین مراجعه کرده بود دستگیر شد و در تاریخ ۱۵ مهر ماه ۱۳۹۵ بدون اعلام قبلی به صورت کتبی از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شده است که وی نیز به همین اتهام به ۵ سال زندان محکوم شده است.این زوج بهایی که در حال حاضر هر دو زندانی هستند، فرزند ۷ ساله‌ای به نام «بشیر» دارند که به تازگی وارد دبستان شده است.پیمان کوشکباغی و آزیتا رفیع‌زاده پیشتر در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به اتهام عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهائیت با هدف اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت غیر قانونی در موسسه آموزش (BIHE) به ترتیب به تحمل ۵ و ۴ سال حبس تعزیزی محکوم شدند.منبع خبر : https://goo.gl/6LJN1hبه ما در مجموعه خبری بهائي‌نیوز ( Bahainews) بپیوندید

به نوروز، سال نو بهایی خوش آمدید


«ای بندگان؛ سزاوار، آن که در اين بهار جانفزا از باران نيسان يزدانی تازه و خرم شويد. خورشيد بزرگی پرتو افکنده و ابر بخشش سايه گسترده. با بهره کسی که خود را بی بهره نساخت و دوست را در اين جامه بشناخت» (حضرت بهاءالله، دریای دانش، ص101)
آیا می‌دانستید امروز، قدیمی ترین تعطیلات در سراسر جهان است؟
امسال، 20 ماه مارس، روزی است که پرتو خورشید مستقیما روی خط استوا می‌تابد و هر قاره را به طور مساوی روشن می‌نماید، در این زمان، در نیمکرۀ شمالی اعتدال بهاری و در نیمکرۀ جنوبی، اعتدال پاییزی بروز می‌کند.
شاید فکر کنید مردم جهان این روز را جشن می‌گیرند – البته که همین طور است. نام این جشن نوروز است، نوروز یا جشن سال نو زرتشتیان، علویان، صوفیان، برخی از مسلمانان و بهاییان، جشنی سکولار است که بیش از سه هزار سال در سراسر جهان، مشاهده شده‌است. (در زبان فارسی، نوروز به معنی “سال نو” و یا “روز جدید” است). احتمالا نوروز از دیانت زرتشت، که یک دین توحیدی است و ده قرن قبل از میلاد حضری مسیح تأسیس شده است، سرچشمه می‌گیرد.
در سال 2010، جشن نوروز توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به عنوان یک جشنوارۀ بهاری با قدمت بیش از 3000 سال و منشأ فارسی، به رسمیت شناخته شده است. در طول جلسۀ کمیتۀ بین دولتی که بین تاریخ 28 سپتامبر تا 2 اکتبر 2009، به منظور حفاظت از میراث ناشناس جهانی برگزار شده بود، جشن نوروز، رسما در فهرست میراث فرهنگی یونسکو به ثبت رسید.
در حال حاضر، سازمان ملل متحد، روز 20 مارس را به عنوان روز جهانی شادی به رسمیت می‌شناسد و به تازگی گزارشی منتشر کرده است که به کشف عناصر شادی می‌پردازد.
بهاییان هر سال نوروز را به عنوان سال نو جشن می‌گیرند. مثل اغلب روزهای مقدس شاد در دیانت بهایی، سال نو بهایی نیز با رقص و آواز و خوردن غذا و فعالیت‌های اجتماعی همراه است. از آنجا که نوروز، مشخص کنندۀ پایان 19 روز روزه داری بهاییان نیز هست، در نتیجه گروه های گرم و متنوع و جذاب بهایی، دور یکدیگر جمع می‌شوند و غذا می‌خورند و جشن می‌گیرند و از بودن در کنار یکدیگر لذت می‌برند و به استقبال فرصت‌های بیشمار سال جدید می‌روند.
در سال 2017، درست 174 سال بعد از آغاز دیانت بهایی، بهاییان در سراسر جهان، نوروز را به عنوان سال نو و بهار جسمانی و روحانی و جشن تازه شدن، گرامی خواهند داشت. همان طور که گلها شکوفا می‌شوند و بوته ها جوانه می‌زنند و پرندگان در لابه‌لای درختان به چهچهه و آواز می‌پردازند، بهاییان نیز در این روزها لبخند می‌زنند، می‌خندند و از اینکه به گرمی در کنار یکدیگر هستند، لذت می‌برند.
اما برای بهاییان، نوروز تنها یک مهمانی نیست، بلکه نوروز به عنوان نمادی از وحدت فرستادگان خدا و بهار معنوی که هر یک از آنان برای بشریت آورده اند، گرامی داشته می‌شود. حضرت عبدالبهاء تشریح فرموده‌اند که نوروز، با بیداری مجدد روح، بیانگر بازگشت خورشید حقیقت است و نور وحی جدید بر همۀ مخلوقات خدا، می‌تاباند:
«در اين عالم جسمانی … گاهی فصل ربيع است و گهی موسم خريف. دمی اوان تابستانست و اوقاتی فصل زمستان. موسم بهار ابر گهر بار دارد و نفحه مشکبار. نسيم جان بخش دارد و هوائی در نهايت اعتدال. باران ببارد. خورشيد بتابد. ارياح لواقح بوزد. عالم تجديد شود و نفحه حيات در نبات و حيوان و انسان پديد آيد. کائنات ارضيّه از برزخی ببرزخ ديگر انتقال نمايد. جميع اشيا خلعت تازه پوشد و خاک سياه پر گياه گردد و کوه و صحرا حلّه خضرا يابد. درختان برگ و شکوفه نمايد و گلستان گل و رياحين بروياند. جهان جهان ديگر گردد و کيهان حيات جان پرور يابد. عالم ارضی جسم بيجان بود روح تازه يابد و لطافت و صباحت و ملاحت بی اندازه حاصل نمايد. پس بهار سبب حيات جديد شود و روح بديع دهد … فصل زمستان آيد و سرما و طوفان گردد برف است و بوران تگرگست و باران رعد است و برق جمودتست و خمودت. جميع کائنات نباتيّه به حالت موت افتد و موجودات حيوانيّه پژمرده و افسرده گردد. چون به اين درجه رسد باز نو بهار جان پرور آيد و دور جديد شود و موسم ربيع با کمال حشمت و عظمت با جنود طراوت و لطافت در کوه و دشت خيمه بر افرازد. دوباره هيکل موجودات تجديد شود و خلقت کائنات تازه گردد. اجسام نشو و نما يابد. دشت و صحرا سبز و خرم گردد. درختها شکوفه نمايد و آن بهار پارسالی باز در نهايت عظمت و جلال رجوع کند و وجود کائنات بر اين دور و تسلسل بايد و شايد و پايد. اين دور و گردش عالم جسمانيست. به همين قسم ادوار روحانی انبيا، يعنی يوم ظهور مظاهر مقدّسه بهار روحانيست. تجلّيات رحمانيست. فيض آسمانيست. نسيم حياتست. اشراق شمس حقيقت است. ارواح زنده شود. قلوب تر و تازه گردد. نفوس طيّبه شود. وجود به حرکت آيد. حقايق انسانيّه بشارت يابد و در مراتب و کمالات نشو و نما جويد. ترقّيات کلّيّه حاصل شود. حشر و نشور گردد. زيرا ايّام قيام است و زمان جوش و خروش. دم فرح و سرور است و وقت انجذاب موفور» (حضرت عبدالبهاء، مفاوضات، صص 58-57)
نظرها و دیدگاه های ارائه شده در این مقاله، مربوط به نویسنده است

معرفی لوح احمد


در بین الواح و آثار مبارکه بهائی که همگی از فم مشیت رحمانی صادر گشته و از سما قدس ربانی نازل شده و برای احبای الهی فصل الخطاب است همه بیانات مبارکه در یک ردیفند ولی گاهی کتابی یا مطلبی بیشتر از سایر آثار مورد مطالعه یا توجه احبا قرار می گیرد از جمله الواح احتراق- کلمات مکنونه و چند لوح دیگر است . یکی از الواحی که بیشتر مورد توجه و علاقه مومنین به دیانت بهائی قرار گرفته همین لوح مبارک احمد است که در آن می فرمایند اگر کسی به صدق مبین و قلب صاف و نیت خالص آنرا زیارت نماید حزن و ناراحتی او برطرف می شود . در اهمیت و معرفی این لوح مبارک فاضل ارجمند و استاد فقید دانشمند شادروان ادیب طاهرزاده عضو فقید بیت العدل اعظم در کتاب نفیس نفحات ظهور حضرت بهاءالله جلد دوم صفحه 117 می فرمایند :
لوح مبارک احمد یکی از معروف ترین الواح حضرت بهاءالله است و به زبان انگلیسی و بسیاری از زبان های دنیا ترجمه گردیده است . این لوح مبارک در حدود سال 1282 هجری (1865 میلادی) به افتخار احمد از اهالی یزد نازل شده و یک نظر اجمالی به متن اصلی آن معلوم می کند که قبل از مسموم شدن حضرت بهاءالله به دست میرزا یحیی نازل گردیده است . لوح احمد با قدرت مخصوصی موهوب است و به همین سبب احبا اغلب هنگام مواجهه با مصائب و مشاکل آنرا تلاوت می کنند . این لوح مبارک گرچه کوتاه است ولی تمام حقایق امر حضرت بهاءالله را در بردارد و می توان آنرا به مثابه منشوری که شرایط و لوازم ایمان و عبودیت را برای انسان تعیین و تبیین می کند به شمار آورد . حضرت بهاءالله در این لوح مبارک به نفس مقدس خود به عنوان " ورقه الفردوس" ، " منظر الاکبر" و " شجر الروح" اشاره می کنند ، مقام متعالی خود را برای صاحبان قلوب صافیه آشکار می سازند ، حلول یوم الله را اعلان می فرمایند و به صراحت بیان می کنند که هر کس به لقای حضرتش مشرف شود به لقاءالله فائز گردیده است . حضرت بهاءالله در ابتدای این لوح مبارک عظمت ظهور خویش را بیان می فرمایند عباراتی که حضرت بهاءالله در این مقام بکار برده اند طوریست که شکی برای بابیان باقی نمی گذارد که حضرتش صریحا خود را " من یظهره الله" یعنی موعود بیان معرفی می کنند . آن حضرت همچنین این نکته را تصریح می نمایند که تنها نفوس پاکدل و منقطع می توانند به استان مقدسش راه یابند . حضرت بهاءالله در این لوح و در بسیاری از الواح دیگر خلوص قلب را شرط عمده در شناسائی مقام حضرتشان تعیین فرموده اند و این خود یکی از دلایل حقانیت رسالت روحانیشان می باشد . در بارگاه الهی محلی برای دو روئی و فریب نیست و همچنان که تابش نور ظلمت را زایل می کند نیروی حقیقت نیز کذب و تزویر را دفع می نماید .
حضرت بهاءالله در لوح مبارک احمد حضرت باب را مورد ستایش فراوان قرار می دهند و تصریح می فرمایند که آن حضرت سلطان رسل بوده اند این بیان مبارک که در حقیقت یکی از عقاید اساسی اهل بهاست در آن ایام برای مبلغین بهائی اهمیت خاصی داشت چه که نخستین وظیفه آنان تبلیغ امر حضرت بهاءالله در میان بابیان بود . روش منکرین و مخالفین مظاهر مقدسه همواره تشبث به دو حربه مخصوص افراد ضعیف یعنی ایجاد تضییقات و نشر اکاذیب و شبهات بوده است . به یقین بعضی از بابیان که امر بهائی را انکار کرده بودند به اسلحه ثانی متشبث شده و بهائیان را به این تهمت نادرست متهم می ساختند که احترامی برای حضرت باب نداشتند این ادعاهای نا معقول برای مسموم ساختن افکار اشخاص ساده لوح ترتیب داده شده بود . حضرت بهاءالله در این لوح مبارک و در بسیاری از الواح دیگر که در این دوره نازل شده به ستایش مقام حضرت باب می پردازند ، به کتاب بیان به عنوان ام الکتاب اشاره می کنند و عموم را به اجرای احکام و تعالیم آن سفارش می فرمایند . البته حضرت بهاءالله بعدا حین تنظیم احکام و اوامر شریعت بهائی در کتاب اقدس که در حقیقت ام الکتاب دور بهائی است اغلب این احکام را نسخ فرمودند . یکی از مهم ترین قسمت های لوح مبارک احمد این بیانات عالیات است : قل یا قوم ان تکفروا بهذه الآیات فبای حجه آمنتم بالله من قبل هاتو بها یا ملا الکاذبین لا فو الذی نفسی بیده لن یقدروا و لن یستطیعوا و لو یکون بعضهم لبعض ظهیرا . ضمنا باید توجه داشت که در بین آثار مبارکه لوح دیگری نیز به نام لوح احمد وجود دارد که به زبان فارسی است و به افتخار میرزا احمد کاشانی برادر حاجی میرزا جانی کاشانی معروف نازل شده . لوح احمد فارسی در مجموعه الواح مبارک چاپ مصر صفحه 315 و دریای دانش صفحه 114 و مجموعه محفظه آثار شماره 65 صفحه 185 مندرج است و در نوزده هزار لغت و پیام بدیع سال 14 شماره 158 و کتاب اسامی متشابه و معرفی آثار حضرت بهاءالله تالیف نگارنده معرفی شده است