جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ فروردین ۱۶, چهارشنبه

چرا این همه نفرت و کینه علیه بهاییان؟

در ماه‌های اخیر نقض حقوق شهروندان بهایی در ایران شدت گرفته است. مأموران امنیتی صبح روز دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ با مراجعه به منزل پنج شهروند بهاییی ساکن اصفهان پس از تفتیش منزل، آنان را بازداشت کردند.
تخریب  قبرستان بهائیان در قروه
در بهمن ۱۳۹۵ شش دانشجوی بهایی از دانشگاه اخراج شدند. محل کسب و کار ۱۰۴ شهروند بهایی طی دو روز ۱۲ و ۱۳ آبان ماه ۱۳۹۵۵ توسط مأموران اماکن عمومی به دلیل اعتقاد صاحبان محل کسب به دیانت بهایی پلمب شد. این رخدادها چهار دهه است ادامه دارد. چرا سرکوب بهاییان در ایران متوقف نمی‌شود؟
بهاییت، دین ایرانی
زادگاه و مهد دین بهایی ایران است و دین بهایی را در دنیا به عنوان یک دین ایرانی با پیام جهانی می‌شناسند. زبان اصلی بسیاری از متون مقدس این دین فارسی است. این دین بیشترین قرابت را با اسلام دارد و نقطهٔ پرش آن نقد اسلام بوده است. بهاییان بیش از یک سده در کنار دیگر ایرانیان با صلح زیسته‌اند و هیچگاه عَلَم جدایی و فاصله با دیگر ایرانیان برنیافراشته‌اند. بهایی شدن مردمانی از دیگر کشورها نیز نوعی دریچه برای آشنایی آنها با فرهنگ و رسم و رسوم و اندیشه‌های ایرانیان بوده است.
این عوامل به جای آن که ایرانیان مسلمان باورمند را به بهاییان نسبت به دیگر اهل ادیان نزدیک‌تر سازد متأسفانه موجب دوری آنها از بهاییان شده است. علت چیست؟ چرا بهاییان و دین بهایی مبغوض‌ترین افراد و دین برای روحانیون شیعه و طرفداران آنها بوده و در چهار دههٔ اخیر بیشترین ظلم علیه آنها (در قیاس با دیگر ادیان و مذاهب در ایران) وارد آمده است؟
مگر بهاییان ایرانی غیر از تمسک به دین و آیین خود چه کاری علیه دیگر هموطنان خود کرده‌اند که برخی از شیعیان تا این حد علیه بهاییان بغض و کینه دارند که قبرستان آنها را تخریب می‌کنند، آنها را از تحصیلات دانشگاهی محروم می‌سازند، اموال آنها را ضبط و توقیف می‌کنند، آنها را شکنجه می‌کنند، رهبران آنها را به زندان می‌اندازند، خانه‌های آنها را خراب می‌کنند، آنها را در ادارات دولتی استخدام نمی‌کنند و از امکانات و مزایای دولتی محروم هستند، آنها را از حقوق مدنی محروم می‌کنند، بهاییان باورمند را صرفاً به دلیل عدم بازگشت از دین خود اعدام می‌کنند و از هرگونه جرم و جنایت علیه آنها خودداری نمی‌ورزند؟
درون‌دینی یا برون‌دینی
در دین بهایی هیچ عنصر ویژه‌ای وجود ندارد که در دیگر ادیان غائب باشد. شاکلهٔ دین بهایی شبیه دیگر ادیان است (باور به امری مقدس، پیام آور، زندگی پس از مرگ، مراسم و آیین‌هایی خاص، تقویم ویژه، دعا و زیارت، و دستورات مذهبی). این طور نیست که در این دین مؤلفه‌ها و عناصری باشد که در دیگر ادیان به طور کلی غائب باشد تا موجب این همه دشمنی شده باشد. همچنین بهاییان هویت خود را در نفی و سلب دیگران تعریف نمی‌کنند و به اعمال خشونت‌آمیز نیز تمسک پیدا نکرده‌اند تا این امور را مایهٔ دشمنی برخی از شیعیان علیه آنها بپنداریم.
البته دروغ‌های بزرگی مثل جواز ازدواج با محارم را به دین بهایی نسبت داده شده تا از آنها دیوی در جامعهٔ ایران بسازند. اگر غیر عقلانی بودن باورها مد نظر باشد اصولاً باورهای دینی را نمی‌توان با ترازوی عقل سنجید و این مختص دین بهایی یا یهود یا اسلام نیست. در همهٔ ادیان می‌توان عناصری یافت که با عقل عرفی در تضاد است. همچنین همهٔ ادیان کارنامهٔ سراسر رحمت و انسان‌دوستی برجای نگذاشته‌اند. جالب است که مسلمانان شیعه احترام هندوها به حیوانات را مورد تمسخر قرار می‌دهند اما عبودیت در برابر دیگر انسان‌ها (ولی فقیه در اسلام‌گرایی شیعه) برای آنها عادی و حتی ضروری است.
بنابر این علت خصومت و تنفر را نمی‌توان در آموزه‌های بهایی جستجو کرد و باید به سراغ عوامل برون دینی (بیرون از دین بهایی) برای یافتن علل این تنفر و خصومت گشت.
انحطاط تاریخی روحانیت شیعه
دین بهایی هنگامی عرضه شد که روحانیت شیعه در دوران حضیض خود پس از دولت صفوی به سر می‌برد. هنگامی که یک نهاد اجتماعی در ضعیف‌ترین شرایط خود به سر می‌برد هر گونه حرکتی را به معنای پایان دوران یا تیر خلاص خود می‌گیرد و با آن بیشترین مخالفت و دشمنی را پیدا می‌کند. دشمنی و خصومت شیعیان ایرانی وفادار به روحانیت شیعه و مراجع این دین نسبت به دین بهایی (و دیگر ادیان و باورها در ایران) ناشی از احساس ضعف عمیقی است که در دوران اخیر داشته‌اند.
حتی سیاسی شدن بخشی از روحانیون شیعه و تلاششان برای کسب قدرت سیاسی ناشی از احساس ضعف در پاسخ «دینی» به نیازهای زمانه بوده است. روحانیون تصور می‌کرده‌اند که با به راه انداختن گروه‌های ضد بهایی، ضد مسیحی، ضد روشنفکری، ضد سنی یا کسب قدرت سیاسی می‌توانند خود را از ذلت نظری و بحران معنوی که در آن درگیر هستند رهایی بخشند. مشکل روحانیت شیعه در ایران مدرن نه رقبای آن بلکه تعالیم و آموزه‌ها و گرایش‌ها و روش‌های آن است. از همین جهت سرکوب مخالفان و دگراندیشان و دگرباوران هیچ کمکی به روحانیت شیعه در بسط ایده‌ها و آموزه‌های خود نکرده است.
نارواداری
روحانیت شیعه یک نهاد ضد تساهل و مداراست. تاریخ رفتار روحانیون شیعه با درویشان و صوفیان ایرانی که بیشترین تساهل و مدارا را با غیر خود داشته‌اند، معرف این خصوصیت است. در دوران قاجار روحانیت قدرت این را داشت که شاهان قاجار را به کشتار و سرکوب بهاییان وادار کند و از همین جهت روحانیون بر منابر، به جان شاهان قاجار دعا می‌کردند. اما در دوران پهلوی سیاست رسمی حکومت تساهل و مدارا با ادیان بود. یکی از علل کنار نیامدن روحانیون شیعه با رژیم پهلوی همین مدارای دینی حکومت بود تا حدی که بهاییان و زرتشتیان و سنیان و یهودیان و مسیحیان ایرانی به مدارج بالای اداری و آموزشی و صنعتی در کشور ارتقا می‌یافتند.
ضدیت با نو
ادیان زرتشتی، مسیحی، یهودی و مذهب سنی در ایران به رسمیت شناخته شده‌اند گرچه ۱) شیعیان باورمند و تحت آموزه‌های روحانیت معتقدند که همهٔ پیروان آنها به دوزخ می‌روند و ۲) هر روزه نهادها و باورمندان این ادیان تحت فشارهای رسمی و غیررسمی هستند و آزادی‌های مذهبی آنها نقض می‌شود. اما این ادیان به دلیل قدیمی بودن و قدمتی به اندازه یا بیش از دین شیعه، تحمل می‌شوند اما حقوق و آزادی‌های پیروان آنها به اندازهٔ حقوق و آزادی‌های شیعیان باورمند به ولایت فقیه نیست.
اما بهاییان حق تحصیل و زندگی و شغل و مسکن و حتی قبرستان ندارند چون این دین قرن نوزدهمی است. از این جهت این دشمنی را تا حدی می‌توان به متاخر بودن این دین نسبت داد گویی که هر دین جدیدی «نادرست‌تر» و «کفرآلودتر» از ادیان قدیمی‌تر است و باید بیشتر نسبت بدان دشمنی ورزید.
دین بهایی عملاً ادعای خاتمیت دین اسلام را به چالش می‌گیرد. مسلمانان با نوعی خود شیفتگی مذهبی بر این باورند که آنها آخرین عزیز دردانه‌های خدا هستند که خداوند پیامی را به آنان انتقال داده است. از همین جهت اگر کسی ادعای وحی یا نبوت داشته باشد با خشن‌ترین رفتارهای آنان مواجه می‌شود. آنها در بازار دین ادعا دارند که آخرین مغازه را تأسیس کرده‌اند و بعد از آن کسی نباید به این بازار وارد شود. تصور خاتمیت دین اسلام بر ظرفیت تمامیت‌خواهی شیعیان در مقایسه با دیگر اهل ادیان افزوده است.
تصور پایان موعودگرایی
علی محمد باب (که البته حساب وی از بهاءالله بنیانگذار دین بهایی جداست) از نگاه بسیاری از شیعیان بنیان‌گذار دین بهایی است. علی محمد باب با ادعای نیابت امام زمان به چهره‌ای چالش‌برانگیز تبدیل شد، موضوعی که به مدعیات روحانیون برای نیابت امام زمان پایان می‌بخشد و مهدویت و موعودگرایی شیعه را از دست آنها خرج می‌کند. این امر چالش بسیار بزرگی برای روحانیت شیعه بود چون آینده و تأسیس دولت جهانی و همهٔ وعده‌ها و وعیدهای رهبران شیعه را از آنها بازمی‌ستاند. گروه یا کسانی که آب به لانهٔ مورچگان می‌ریزند نمی‌توانند منتظر خشم و نفرت آنان نباشند. دین بهایی چالشی بسیار بزرگ برای کسب و کار روحانیون شیعه بوده است و از این جهت به صورت یک تهدید به آن نگاه می‌کنند.
افسانهٔ دین انگلیسی
حدود دو قرن است که روحانیت شیعه هر دین و آیین و نظریه‌پرداز و گروه و نهادی را که از آن پیروی نمی‌کند و به آن انتقاد دارد وابسته به خارج معرفی می‌کند. وجود دولت‌های قدرتمند اروپایی با مستعمرات گسترده در یک دوره، این انتساب را تسهیل کرده است. حتی یک مورد از مخالفان یا منتقدان روحانیت شیعه و حکومت دینی (حتی تا حد روسای جمهوری اسلامی، از بنی صدر تا احمدی‌نژاد، که در موضوعاتی، برخی روحانیون شیعه را به چالش گرفته‌اند) سراغ نداریم که به وابستگی به بریتانیا، ایالات متحده و دیگر دول غربی (و در دوره‌ای اتحاد جماهیر شوروی) و کار برای سازمان‌های جاسوسی آنها متهم نشده باشد. وقتی یک اتهام تا این حد گستردگی دارد طبعاً نیازی به رفع اتهام نیست، گرچه به بیان فقهای شیعه، البینة علی المدعی (آوردن دلیل وقوع جرم بر عهدهٔ مدعی است).

۱۳۹۶ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

سخنگوی بهاییان:‌ فشار را زیاد کرده‌اند تا بهاییان را از ایران برانند

جمعی از بهاییان در حال ترک ایران
جامعه بین‌المللی بهاییان روز چهارشنبه گذشته با صدور بیانیه‌ای از ممانعت مقامات جمهوری اسلامی از دفن پیکر یک بهایی طبق آیین بهاییان انتقاد کرد. در این بیانیه آمده است که این اقدامات نشانهٔ تعصب و خصومت جمهوری اسلامی نسبت به این گروه از ایرانیان است.

رادیوفردا در گفت‌وگویی با پدیده ثابتی، سخنگوی جامعه بین‌المللی بهایی، ابتدا از او درباره محدودیت بهاییان برای دفن عزیزان‌شان در ایران پرسیده است.

پدیده ثابتی: می‌توان گفت در چند ماه گذشته، اقدامات مسئولان جمهوری اسلامی علیه جامعه بهایی در ایران شدت بیشتری پیدا کرده است.

یکی از مشکلاتی که جدیداً برای جامعه بهایی پیش آمده این است که به آن‌ها اجازه نمی‌دهند عزیزان‌شان را طبق مراسم بهاییت دفن کنند. همین هفته گذشته مسئولان ایران به یک خانواده بهایی اجازه دفن عزیزشان را نداده‌اند و به خانواده خانم زائری اعلام شد اجازه ندارند طبق قوانین بهایی او را دفن کنند و حدود ۴۸ ساعت جسد این خانم را نگه داشتند.

گفت وگوی مهتاب وحیدی راد با پدیده ثابتی، سخنگوی جامعه بهاییان

گفت وگوی مهتاب وحیدی راد با پدیده ثابتی، سخنگوی جامعه بهاییان
 لینک مستقیم 
 بازکردن در پنجره جدید

این خانواده رفتند و از مسئولان اجازه دفن خواستند، اما به آن‌ها گفتند ۴۸ ساعت جسد را نگه می‌دارند و بعد در روز پنج‌شنبه با مراسم اسلامی دفن خواهد شد.

این مرحله جدیدی است برای اذیت و آزار بهاییان در ایران. مسئولان جمهوری اسلامی همیشه می‌گویند بهاییان در تنگنا نیستند و آزادی دارند، اما باید این سوال طرح شود که مردگان بهایی چه کار کرده‌اند که خانواده آن‌ها باید این طور در عذاب باشند.

 خانم ثابتی، گفتید خانواده خانم زائری مراجعه کردند برای اجازه دفن بر اساس آیین بهایی. مسئولان چه جوابی به خانواده این خانم دادند و چه دلیلی مطرح کردند برای این که اجازه ندارند مراسم را طبق آیین خودشان اجرا کنند؟

مسئولان هیچ وقت به طور مستقیم جواب نمی‌دهند و دلیلی ارائه نمی‌دهند، فقط می‌گویند شما اجازه ندارید و فرد باید طبق مراسم اسلامی دفن شود.

 در مورد جزئیات دفن خانم زائری توضیح دهید که چه مغایرتی دارد با آیین بهایی؟

وقتی یک نفر عزیزش را از دست می‌دهد وضعیت بحرانی وجود دارد و اعضای خانواده ناراحت هستند و برای‌شان تسلی خاطر است که بتوانند آن طور که اعتقاد دارند و دل‌شان می‌خواهد عزیزشان را دفن کنند.

مراسم بهایی چیز به خصوصی نیست، فقط جسد را باید در تابوت بگذارند و در پارچه بپیچند و دعای میت را می‌خوانند که یک دعای بهایی است که حتما باید انجام شود و جزء الزامات است. این مراسم برای کسی دردسر ایجاد نمی‌کند و خانواده فقط می‌خواهند با مراسمی که باعث تسکین و تسلی خاطرشان است عزیزشان را دفن کنند.

 خانم ثابتی! این اولین مورد بوده در مورد دفن بهاییان یا موارد دیگری در شهرهای دیگر هم وجود داشته است؟

این اقدام چندین بار در سال‌های مختلف تکرار شده است، یعنی چند سال پی‌در‌پی در شهرهای مختلف بهاییان را به این صورت اذیت می‌کردند. در‌‌ همان سال‌های اول قبرستان بهاییان به نام «گلستان جاوید» ویران شد و بولدوزر انداختند و تمام قبر‌ها را خراب کردند و در آنجا یک ساختمان دیگری ساختند.

در شهرهای نجف‌آباد، ساری، اصفهان و سمنان همیشه این موارد پیش آمده، یعنی هر چند وقت یک بار می‌ریزند و قبرستان‌ها را خراب می‌کنند. در ماه آوریل گذشته هم در گیلاوند چهار تا از قبرهای بهاییان را خراب کردند. درماه مارس هم در نجف‌آباد با این که یک خانواده برای دفن مجوز داشتند باز اجازه دفن عزیزشان را در قبرستان محلی ندادند.

به هر حال طی ۳۰ سال گذشته بهاییان می‌توانستند مراسم خود را انجام دهند و مشکل زیادی نبوده، ولی اکنون دولت ایران برای این که جامعه بهایی را سست کند و آن‌ها را از ایران براند فشار را زیاد کرده است.

 خانم ثابتی! بهاییان یک بیانیه صادر و به برخورد جمهوری اسلامی اعتراض کرده‌اند و گفته‌اند جمهوری اسلامی تعصب و خصومت دارد نسبت به بهاییان ایران. هدف از صدور این بیانیه چیست؟

تقریبا روزی نیست که یک مقاله چاپ شود و علیه بهاییان تهمت‌هایی روا ندارند. با این که مردم ایران آگاه هستند و از بهاییان طرفداری و از این رفتارهای وحشیانه دوری می‌کنند، ولی عده‌ای هستند که تحت تاثیر این تحریکات قرار می‌گیرند.

این‌ها باید حقیقت را بدانند. این بیانیه‌ها صادر می‌شود برای اطلاع هموطنان عزیز تا بدانند جامعه‌ای که به اقلیت‌های خود ظلم کند نمی‌تواند جامعه سالم و خوشبختی باشد. این بیانیه فقط برای آگاهی هموطنان است.

سرگذشت مونا محمودنژاد، ۱۷ ساله، اعدام به همراه پدر

خرداد ۱۳۶۲، حکومت ایران ده تن از دختران و زنان بهایی را اعدام کرد. اتّهام آن‌ها تدریس در کلاس‌های کودکان بهائی که به علت اعتقادات خود از مدرسه اخراج شده بودند، بود. خانم‌ها در معرض فشارهای جسمی و روانی شدید قرار گرفتند تا به تبرّی از عقیدهٔ خود وادار شوند. مانند سایر بهائیانی که در ایران دستگیر شدند، آن‌ها نیز اعتقادات خود را زیر پا نگذاشتند. در نتیجه کلیه آن‌ها اعدام شدند. یکی از آن‌ها، دختری ۱۷ ساله به نام مونا محمودنژاد بود.
مونا محمود‌نژاد در سن ۱۳۴۴ هجری شمسی چشم به جهان گشود. خانواده محمودنژاد به انگیزه خدمت به همنوعان خود سال‌ها در کشور یمن که در آن روزگار، کشوری محروم بود روزگار گذراندند. مونا فرزند دوم خانواده و دارای خواهری به نام ترانه بود که در زمان تولد مونا ۷ سال داشت. سال ۱۳۴۸ دولت یمن تمامی اتباع خارجی را از آن کشور اخراج کرد که خانواده محمود‌نژاد نیزدر میان این گروه جای داشتند. خانواده محمود‌نژاد پس از بازگشت به ایران با گذراندن پنج سال و نیم در شهرهای اصفهان، کرمانشاه و تبریز، سرانجام در شیراز سکونت گزیدند.
با افزایش فشار‌ها توسط دولت جمهوری اسلامی ایران بر بهاییان در سال ۱۳۶۱، غروب روز اول آبان ماه ۱۳۶۱ توسط ماموران سپاه پاسداران جمهوری اسلامی مونا به همراه پدرش دستگیر و ابتدا به مرکز سپاه پاسداران و پس از چند هفته به زندان مخوف عادل آباد شیراز منتقل شد. وی بواسطه عقاید مذهبی خود توسط عوامل زندان نجس تلقی می‌شد و همچنین متحمل سخت‌ترین شکنجه‌های روحی و جسمی شد. ۲۱ اسفند ۱۳۶۱ روزی تلخ برای مونا بود روزی که پدر را از دست داد. پدر مونا توسط عوامل سپاه پاسداران به جرم اعتقاد به دیانت بهایی اعدام شد.
تلاش‌های اطرافیان و مادر وی برای نجات مونا ناکام ماند و حتی مادر او مدت پنج ماه را به علت تلاش برای نجات دختر و شوهرش در‌‌ همان زندان عادل آباد گذراند.
پس از ماه‌ها زندان و تحمل سخت‌ترین شرایط سرانجام مونا روز شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۶۲ به همراه ۹ تن از بانوان بهایی در میدان چوگان شیراز اعدام شد. وی به علت آخرین نفر بودن در زمان اعدام ناچار بود تا نظاره‌گر اعدام دوستان و هم‌کیشان خود باشد با این حال وی طناب دار را بوسید و پر گشود.
تاریخ ایران زمین آکنده است از شیرزنانی همچون مونا که در راه اعتقادات خود و با هدف ساختن ایرانی آباد و آزاد متحمل شکنجه شده و جان خود را فدا کردند.
وصیت نامه مونا محمود‌نژاد
الهی بامید تو
مادر عزیز‌تر از جانم و خواهر مهربانم چه بگویم چه بنویسم از فضل حق که بسیار است و در جمیع احوال شامل حال بندگانش می‌شود حتی بنده عاجز و ناتوانی چون من که لایق و سزاوار بندگی درگاهش را ندارم.
عزیزان از دل و جان برایمان دعا بخوانید که در هر صورت راضی به رضای الهی باشیم دل به قضا دربندیم و چشم از غیر دوست در پوشیم و تا جای امکان از عهده شکر الطافش برآئیم.
فدایتان شوم فراموش نکنید که آنچه کند او کند ما چه توانیم کرد پس باید سر تسلیم در برابر حق فرود آوریم و توکل بر رب رحیم نمائیم پس رجا داریم که غم و حزن را بخود راه ندهید و برایمان دعا کنید که محتاج دعائیم.
مونا محمود‌نژاد

سنای آمريکا خواستار آزادی رهبران بهايی در ايران شد

رهبران بهایی در ایران که در زندان به سرمی برند
سنای آمريکا با تصويب قطعنامه ای از حکومت ايران خواسته است تا رهبران بهايی بازداشت شده در اين کشور را آزاد کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، در اين قطعنامه که شامگاه روز پنجشنبه به تصويب رسيد، همچنين از رييس جمهوری آمريکا خواسته شده است تا آن دسته از مقام های جمهوری اسلامی که درنقض حقوق اقليت های مذهبی نقش دارند، مورد تحريم قرار گيرند.

اين قطعنامه حکومت ايران را به دليل سرکوب، آزار و اذيت اقليت مذهبی بهايی محکوم کرده است.

فريبا کمال‌آبادی، جمال‌الدين خانجانی، عفيف نعيمی، سعيد رضايی، مهوش ثابت، بهروز توکلی و وحيد تيزفهم، هفت تن از رهبران جامعه بهايی ايران هستند که که درمرداد سال ۱۳۸۹ به اتهام «جاسوسی» هر کدام به ۲۰ سال زندان محکوم شده‌اند. خانم ثابت در ١٤ اسفند ١٣٨٦ و شش نفر ديگر در ۲۵ ارديبهشت ١٣٨٧ دستگير شده اند.

سناتور جمهوريخواه مارک کرک، حامی اصلی اين قطعنامه روز جمعه گفته است: رای به اين قطعنامه حامل اين «پيام جدی» است که ايالات متحده، دولت ايران را به دليل نقض حقوق اوليه شهروندانش مسئول می داند.

دولت آمريکا، اتحاديه اروپا و عفو بين الملل پيشتر از صدور حکم زندان برای رهبران بهايی انتقاد کرده اند.

وزارت امورخارجه آمريکا صدور حکم زندان برای رهبران بهايی را اقدامی «بی‌سابقه» دانسته و آن را «به مثابه نقض کنوانسيون حقوق مدنی و سياسی» ارزيابی کرده ‌بود.

در همين زمينه، سازمان عفو بين‌الملل نيز صدور حکم زندان برای رهبران بهايی را اقدامی «ظالمانه» خوانده ‌بود.

ايران بهاييت را به عنوان دين به رسميت نمی‌شناسد و جامعه بهايی می گويد، پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، بيش از ۲۰۰ بهايی توسط حکومت ايران کشته شده‌اند. هزاران نفر از بهاييان دستگيرشده، مورد آزار و اذيت قرار گرفته، کار خود را از دست داده، مورد نظارت دائمی بوده و در نهايت اموال و دارايی‌های‌شان توسط دولت جمهوری اسلامی توقيف شده است. بهاييان از اين که بتوانند مشاغل دولتی داشته باشند ممنوع شده‌اند و فرزندان‌شان نيز اجازه ندارند که در دانشگاه‌های ايران ثبت نام کنند.

۱۳۹۶ فروردین ۱۳, یکشنبه

رئیس جمهور کشور هند به مناسبت دویستمین سالگرد ولادت حضرت بهاالله به جامعه بهایی هند تبریک گفت .

پراناب موکرجی رئیس جمهور کشور هند همچنین در متن نوشتاری خود از اینکه هند ، اکنون موطن بزرگترین جامعه بهایی دنیا است ، اظهار افتخار و خشنودی کرد.
حضرت بهاءالله كه نام مباركشان ميرزا حسينعلى ميباشد در 12 نوامبر سال 1817 در طهران پايتخت ايران ( فارس ) متولد شدند.

چرا اعضاى بيت العدل همگى مرد هستند و ارث مرد و زن برابر نيست؟

دين الهى بنا بر اراده خداوند در زمان هايى که بشريت نيازمند تجديد حيات روحانى
است، ظاهر مى شود و همراه با خود تعاليم و احکامى نو مى آورد که درمان دردهاى جامعه
و هدايتگر قلوب انسانها به سوى خداوند است. يکى از دردهاى مبتلا به جوامع انسانى
تضييع گسترده حقوق زنان بوده و هست و در آئين الهى با برداشتن تبعيض هاى ظالمانه،
سعى در جبران نابرابرى ها گرديده، ولى در بعضى مواضع تفاوت هايى وجود دارد که ناظر
بر حکمتهاى بالغه الهى است.
ديانت بهائى هيچ گاه مدعى برابرى مطلق و افراطى زنان و مردان نبوده است و تأکيد
ديانت بهايى بر تساوى حقوق است، نه وظايف و مسئوليت ها. بدين ترتيب در برخى موارد
بنا به حکمت هاى الهى، زنان بيشتر مورد توجه قرار گرفته اند و در برخى موارد مردان. مثلا
در تعليم و تربيت، زنان بر مردان مقدمند و اگر والدين تنها قادر به پرداخت هزينه تحصيل
يکى از فرزندان باشند، فرزند دختر اولويت دارد. همچنين در ازدواج، مردان موظفند هديه
اى آئينى به صورت مهريه به همسرشان بدهند و در هنگام طلاق مردان بمدت يکسال
موظف به پرداخت هزينه زندگى همسر مطلقه هستند. اما در مورد ارث بايد گفت که سهم
الارث فرزندان دختر با فرزندان پسر و زن با شوهر کاملا برابر است، ولى سهم الارث پدر از
مادر و برادر از خواهر اندکى بيشتر است که نظر به مسئوليت اداره خانواده است که بر
عهده آنان قرار دارد. همچنين زنان از مسؤليتى سنگين و تمام وقت (عضويت در بيت
العدل اعظم) که ممکن است به وظايف تربيتى ايشان در خانواده لطمه بزند معاف
گرديده اند. البته اين معافيت از سوى معاندين دين الهى که غالبا خود معتقد به باورهاى زن
ستيزانه ومتعصبانه هستند، به محروميت و تضييع حقوق تعبير گرديده، که با توجه به
اعتقادات تبعيض آميز و متحجرانه خودشان بسيارتعجب برانگيز است
در مورد شرط مرد بودن در عضويت در بيت العدل اعظم، حضرت بهاءاﻟﻠﻪ مى فرمايند: »يا
رجال العدل کونوا رعاة اغنام اﻟﻠﻪ فى مملکته و احفظوهم عن الذّئاب الّذين ظهروا
بالاثواب کما تحفظون ابنآئکم کذلک ينصحکم النّاصح الامين « . در توضيح اين بيان
آمده است: "حضرت عبدالبهاء و حضرت ولى امراﻟﻠﻪ در آثار خويش تصريح فرموده اند که
گر چه عضويت بيت العدل اعظم منحصر به رجال (مردان) است، ولى نساء و رجال حقّ
عضويت در بيوت عدل خصوصى و محلى را دارند (اين بيوت عدل در حال حاضر به
محافل روحانى مل ى و محل ى موسومند) ."
همچنين در بيانى که از حضرت عبد البهاء نقل شده، آمده است که: "در خصوص
اماء الرّحمن تذکر دادند آنان در همه محافل و لجنه ها شرکت و عضويت خواهند داشت غير
از بيت العدل اعظم که منحصر به رجال است و اين حکمتى عظيم دارد بعد معلوم
مى شود. اگر وقتى کسانى اعتراض کنند که بعضى احکام کتاب اقدس موافق امروز نيست
بايد گفته شود ما هم تصديق ميکنيم ولى حالت حاليه عالم هم موقّتى است. عنقريب
تغييرات کثيره شديده حاصل مى شود آنوقت معلوم مى شود که کتاب مستطاب اقدس در
حقيقت دوا و غذا و حفظ الصّحه عالم است ."
و نيز حضرت ولى امراﻟﻠﻪ در مورد عضويت در بيت العدل اعظم مى فرمايند: "بر طبق لوحى
که از حضرت عبدالبها موجود است عضويت بيت العدل اعظم منحصر به مردان است و
حکمت ان در اينده معلوم خواهد گرديد. ولى در مورد عضويت در محافل محلى و ملى
زنان مانند مردان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارند. احبا بايد با اطمينان و اتکا به
ايمان قوى خود ان را بپذيرند. حکمت الهى در اين امر کم کم براى جهانيان آشکار خواهد
شد.

۱۳۹۶ فروردین ۱۲, شنبه

ادامه آزار بهائیان

ادامه آزار بهائیان؛پلمپ مغازه ها،اخراج دانشجویان، تخریب قبرستان و بازداشت گروهی.

تفتیش منزل یک بهایی در شیراز

تخریب  قبرستان بهائیان در قروه
پلمپ مغازه ها
بازداشت گروهی بهائیان