اعتقاد به رابطه نزدیک میان دمکراسی و انتخابات و بخصوص "حق انتخاب شدن" موضوعی تازه قلمداد نمیگردد. اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر این اصل صحه میگذارد؛ در اصل ۲۱ این معاهده بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است که:"اراده مردم میباید اساس اقتدار حکومت باشد". حال وقتی سخن از ارتباط میان دموکراسی و انتخابات به میان آورده میشود سخن از اصل "آزادی " نیز گفته میشود. اصلی که تنها زمانی محقق میگردد که اصل "آزادی اندیشه و عقیده" اجرا گردد. آزادی عقیده و اندیشه یکی از خصایص بزرگ کشورهای دمکراتیک است؛ شهروندان با مصونیت کامل از حق داشتن تفکر خاص در جامعه دست به فعالیتهای متعددی میزنند. در دنیای امروز توسعه حقوق بشر زمانی رخ میدهد که اقلیتها نقش خود را به دور از موضوعیت نوع عقیده و تفکر اجرا کنند. به عقیده نویسنده در ایران تمامی اقلیتها به دلیل داشتن هویت خاص خود، از منظر حکومت ایران از دایره "خودی"ها دور هستند و با عنوان "دیگری" خطاب میشوند که نتیجه آن عدم حق " انتخاب شدن" در فرآیند انتخابات ایران است.
جستجوی این وبلاگ
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۶, سهشنبه
آیت الله معصومی تهرانی در دهمین سال بازداشت مدیران جامعه بهایی ایران از کمپین یاران ایران حمایت کرد
به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی یکی از روحانیون نواندیش و شناخته شده ایرانی در پیامی ضمن حمایت از کمپین یادآوری بازداشت مدیران جامعه بهایی ایران نسبت به حکم ناعادلانه آنان اعتراض کرد و مسئولین حکومتی را به تساهل و تسامح دعوت کرد.
نامه آیت الله معصومی تهرانی که در زیر این نوشتار عینا منتشر می شود اشاره به تبعیض علیه شهروندان بهایی و حضور دگراندیشان مذهبی در کشور ایران را دارد.
متن زیر نوشته این روحانی نواندیش است که به جهت دفاع از پیروان ادیان مختلف در ایران بارها توسط ماموران امنیتی تحت فشار و بازداشت قرار گرفته است.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه
۹ سال از زندانی شدن مدیران پیشین بهایی گذشت
در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ مدیران جامعه بهایی ایران بازداشت شدند تا تاریخ این بار برای این گروه بهاییان که هئیت ادارهکننده جامعهی بهایی در ایران هستند تکرار شود.
مدیران پیشین جامعه بهایی
انقلاب ۱۳۵۷ در ایران سرآغاز دور جدیدی از فشارها علیه بهاییان در ایران شد. پس از انقلاب، نقض حقوق بهاییان به صورت سیستماتیک اجرا به اجرا در آمد که همچنان ادامه دارد.
یک سال پس از تاسیس سپاه ایران در سال ۱۳۵۹ اولین جمع مدیران جامعه بهایی که به «محفل اول بهاییان» شناخته میشوند توسط سپاه ربوده شدند و هرگز خبری از آنان به دست نیامد. بهاییان معتقد هستند آنان اعدام شدهاند بدون آنکه مسوولان وقت خبری از سرنوشت آنها حتی به خانوادهها بدهند.
اعضای محفل دوم بهاییان نیز در سال ۱۳۶۰ به فاصله کمتر از یک سال بازداشت و پس از دوهفته حضور در زندان و شرایط سخت اعدام شدند که آن زمان مقامات قضایی عنوان میکردند آنها به اتهام جاسوسی برای قدرتهای خارجی و عضویت در تشکیلات بهایی که برای جمهوری اسلامی مترادف با جاسوسی است اعدام شدهاند. هفت شهریور ١٣۶٢، حسن موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب در مصاحبهای گفت: «بهاییان جاسوسی میکنند برای دیگران و تحریک و اخلال در بعضی کارها میکنند… من امروز اعلام میکنم که به خاطر این خرابکاریها و خلافکاریها که در تشکیلات بهایی انجام میشود این تشکیلات از نظر دادستانی انقلاب در جمهوری اسلامی محارب و توطئهگر شناخته میشود و فعالیت به نفع آنها به هر طریقی باشد ممنوع است.» اما حتی پس از انحلال سومین محفل روحانی بهاییان توسط خود بهاییان، اعدام بهاییان ادامه پیدا کرد. چند ماه پس از انحلال تشکیلات بهایی، اعضای محفل سوم که دیگر نام آن از «محفل» به نام «یاران» تغییر یافته بود بازداشت و هفت نفر از اعضای آن اعدام شدند.
پس از اعدام مدیران جامعه بهایی، مرکز جهانی بهایی افرادی را انتخاب کرد و آنان مسئولیت اداره کردن جامعه بهایی ایران را به عهده گرفتند. اعضای «یاران» برخلاف گذشته تنها سه عضو داشت که پس از چند سال به پنج و در نهایت به هفت نفر رسید که در عین حال آخرین اعضای مدیران جامعه بهایی ایران و یا همان «یاران ایران» بودند و در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. تنها به دلیل فشار رسانهای و سازمانهای بینالمللی بود که آنها اعدام نشدند اما بازجویان، آنان را به مدت بیش از دو سال تحت بازجویی شدید قرار دادند و بارها آنها را تهدید کردند که اعدام خواهند شد.
مهناز پراکند وکیل دادگستری ساکن نروژ
مهناز پراکند یکی از سه وکیلی که در دادگاه از مدیران جامعه بهایی ایران دفاع کرده و هم اکنون در کشور نروژ زندگی میکند و طی نه سال اخیر بارها نسبت به حقوق از دست رفته مدیران جامعه بهایی ایران سخنرانی کرده در پاسخ به سوال کیهان لندن مبنی بر اینکه آیا در طول دوران بازداشت و زندان مدیران جامعه بهایی ایران عدالت قضایی رعایت میشد میگوید: «نه، در هر زمان و هر جا این را به صراحت و با تأکید گفتهام که به هیچ وجه عدالت قضائی در محاکمه یاران ایران رعایت نشد. این ادعای من دلایل مختلف دارد که من فقط برخی از آنها را بیان میکنم تا خود شما قضاوت کنید.
۱- به طور غیر قانونی جلب و بازداشت شدهاند. بدون هیچ احضاریه قبلی بازداشت شدهاند در حالی که طبق قانون آئین دادرسی کیفری قاضی وظیفه دارد ابتدا متهم را با احضاریه به مرجع قضائی احضار کند و اگرفردی که احضار شده، بدون عذر موجه در وقت مقرر به مرجع قضائی مراجعه نکرد آن وقت میتواند برگ جلب او را صادر نماید. در پرونده یاران در تهران همه با هجوم صبحگاهی مأمورین امنیتی از خواب بیدار شده و راهی زندان شدند.
۲- از ابتدای بازداشت در سلولهای انفرادی نگهداری شدهاند که از مصادیق شکنجه و اعمال فشار بر متهمین است.
۳- در تمام مدت تحقیقات از حق ملاقات با وکیل یا وکلای مورد اعتمادشان محروم بودند.
۴- از محتوای پرونده مشخص است که دستگیری آنها بدون دلیل بوده چرا که ابتدای امر در مرحله تفهیم اتهام فقط یک اتهام کلی به عنوان اقدام علیه امنیت از طریق تبلیغ علیه نظام به آنها اعلام شده است آن هم بدون اینکه هیچ دلیلی برای این اتهام بیان کنند. در حالی که قانونا بازپرس موظف است دلایل اتهام را همراه با خود اتهام به طور واضح و روشن به متهم بیان کند به نحوی که متهم به خوبی بفهمد که موضوع اتهاماش چیست و به کدامین دلایل این اتهام یا اتهامات در مورد او مطرح میشود. در این پرونده به مرور زمان به اتهاماتشان اضافه شده! اضافه شدن اتهامات طی زمان بیانگر این است که در واقع اول آنها را دستگیر کردهاند بعد به فکر افتادهاند که برای دستگیری شان یک یا چند اتهام بسازند.
۵- طبق قانون، تحقیقات باید توسط خود بازپرس پرونده به عمل بیاید و در مواردی که بازپرس لازم میبیند که بعضی از تحقیقات مثل استماع شهادت شهود، مواجهه حضوری و این قبیل موارد توسط ضابطین دادگستری انجام شود، همه موارد را به طور روشن و واضح مینویسد و از ضابطین دادگستری میخواهد که در آن موارد تحقیقات را انجام دهند و در مدت معینی تکمیل و به بازپرس تحویل دهند. در حالی که تحقیقات از «یاران» توسط مأمورین امنیتی انجام شده است اولا، مأمورین امنیتی ضابط دادگستری تلقی نمیشدند و ثانیا، هیچ دستوری از طرف بازپرس به ضابطین در پرونده دیده نمیشود.
۶ – آنها تا زمان قطعی شدن حکمشان در بازداشت ماندند. در این مدت بارها مدت قرار بازداشت صادره قبلی تمام شد و بدون اینکه مجددا قرار بازداشت در مورد آنها صادر شود، آنها در بازداشت ماندند. در قانون، به این عمل بازداشت غیر قانونی گفته میشود و جرم است و حتی برای بازداشتکننده مجازات تعیین شده. قاضی دادگاه میبایست بعد از ارسال پرونده به دادگاه و تعیین وقت رسیدگی، قرار بازداشت آنها را به قرار مناسب دیگر تبدیل کند. ولی با وجود اعتراضات ما وکلا و درخواستهای مکرر به فک قرار و تذکر به غیرقانونی بودن ادامه بازداشت آنها، هیچگاه اقدام قانونی برای فک قرار آنها به عمل نیامد.
۷- اتهام افساد فی الارض در مرحله صدور کیفرخواست صرفا با استناد به یک فتوا که دادیار حیدری فر از آیتالله مکارم شیرازی کرده بود، علیه آنها مطرح شد و آنها را با خطر اعدام مواجه کرد.
۸- بازپرس پرونده «یاران» در مرحله تحقیقات فردی بود به اسم متین راسخ که گفته بود «اگر دست خودم بود همهشان را اعدام میکردم»! همین یک جمله میبایست موجب سلب صلاحیت او برای ادامه کار روی پرونده شود.
۹- قاضی رسیدگی کننده به پرونده «یاران ایران»، محمد مقیسه، در تمام مراحل رسیدگی اعم از جلسات دادرسی و یا خارج از جلسات دادرسی کینه و دشمنی خود را نسبت به آیین بهایی به تکرار نشان داد. حتی در جلسه دادرسی آیین آنها را «فرقه» و «ضاله» خطاب کرد.
۱۰- چندین بار جلسات دادگاه به دلیل تخلف قاضی از مقررات آیین دادرسی کیفری به تعویق افتاد که نشان از عدم استقلال و بی طرفی قاضی دارد.
۱۱- قاضی دادگاه بارها دفاعیات وکلا و خود «یاران» را قطع کرد و در میانه دفاعیات، نظر مخالف خود را اعلام میکرد که این عمل از بدیهیات عدم بی طرفی قاضی و ناعادلانه بودن دادرسی است.
۱۲- هیچ یک از احکام صادره علیه آنها نه به وکلا و نه به خود محکومین ابلاغ نشد و نسخهای از دادنامه به آنها تسلیم نشد.
۱۳- در روندی کاملا غیر قانونی حکم قطعی ۱۰ سال آنها به دادگاه دیگر تجدید نظر( شعبه ۳۸ تجدید نظر) ارسال شد و بدون اینکه وکلا خبردار شوند یا خود محکومین مطلع شوند، حکم آنها را به ۲۰ سال افزایش دادند.»
مهناز پراکند در ادامه گفت: «همه این موارد و دلایل دیگری که در حوصله این گفتگو نیست، از مستندات ناعادلانه بودن دادرسی و عدم رعایت عدالت قضائی در این پرونده است. امیدوارم که حداقل در پایان مدتی که قانونا قابل اجراست، یعنی ۱۰ سال به قانون گردن نهند و این عزیزان از زندان رها شوند. آنها ۹ سال از ۱۰ سال حبس خود را در زندان زندگی کردند. این دوران اگر چه برای آنها بیماریهای ناشی از حبس و فشارهای جسمیو روانی را به همراه داشت اما به شهادت اکثر همبندان آنها، هر کدام از آنان چون کوهی استوار و منبعی از امید، ایمان و روشنایی بوده و هستند که این دوران سخت را تحمل میکنند.»
عفیف نعیمی
همچنین وی در پاسخ به پرسش دیگر کیهان لندن مبنی بر اینکه چرا با بهاییان و مدیران جامعه بهایی به این شدت برخورد شده میگوید: «به نظر من این رفتار و شدت عمل نهادهای امنیتی علیه بهاییان میتواند ناشی از دیدگاهی افراطی باشد که پدیدآورنده انجمن حجتیه بوده و متأسفانه بعد از انقلاب به قدرت رسیدند و در سیاست جا باز کردند. پیروان این دیدگاه الان در نهادهای امنیتی و در رأس حکومت قرار دارند و طبیعی است هر طور که بخواهند اعضای این جامعه را سرکوب میکنند بدون اینکه خود را پاسخگوی کسی یا نهادی بدانند. همانطور که میدانید در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران غیر از اسلام فقط سه دین مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان ادیان شناخته شده در ایران معرفی شدهاند و این هم درواقع وسیلهای شده برای سرکوب سایر ادیانی که در قانون اساسی مورد شناسایی قرار نگرفتهاند.»
هفت مدیربهایی در زندانهای ایران
فریبا کمال آبادی، مهوش ثابت، بهروز توکلی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی و وحید تیزفهم مدیران جامعه بهایی ایران بودند که در ۲۵ اردیبهشت پس از یورش ماموران امنیتی به خانههاشان بازداشت شدند. مهوش ثابت یکی از مدیران جامعه بهایی پیشتر در اواسط اسفند ۱۳۸۶ در مشهد بازداشت شده بود و پس از مدت نزدیک به سه ماه انفرادی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مشهد همراه با دیگر مدیران جامعه بهایی به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
فریبا کمالآبادی
مدیران جامعه بهایی به مدت دو سال و نیم در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت شدیدترین بازجوییها و انفرادی آن هم بدون حضور وکیل و مشاوره حقوقی محبوس بودند که در تاریخ مرداد ماه ۱۳۸۹ قاضی مقیسه در شبعه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برای هر یک از متهمان ۲۰ سال زندان تعیین کرد که در آن زمان مورد انتقاد شدید کشورهای مختلف وسازمان ملل متحد قرار گرفت با این حال مقامات جمهوری اسلامی ایران به این اعتراضات توجهی نکردند. هفت مدیرجامعه بهایی در طول دوران محکومیت چندین مرتبه به زندانهای مختلف منتقل شدهاند.
مهوش و فریبا ثابت
بهروز توکلی، وحید تیزفهم، سعید رضایی، عفیف نعیمی و جمالالدین خانجانی هم اکنون در زندان رجاییشهر زندانی هستند و در این بین تنها عفیف نعیمی به دلیل بیماری سخت تا کنون اجازه مرخصی طولانیمدت پیدا کرده است اما وحید تیزفهم دیگر مدیر جامعه بهایی ایران تنها سه روز در سال اخیر اجازه مرخصی داشته و دیگر مدیران جامعه بهایی ایران که آنان نیز دچار مشکلات جسمی متعددی هستند تا کنون اجازه مرخصی پیدا نکردهاند و مقامات قضایی با وجود پیگیری اعضای خانوادههای آنان جهت مرخصی درمانی، موافقت نکردهاند.
وحید تیزفهم و خانواده
مهوش ثابت شهریاری و فریبا کمال آبادی نیز هم اکنون در بند زنان زندان اوین هستند. مهوش ثابت پیشتر به مدت ۹ روز و فریبا کمال آبادی به مدت یک هفته طی ۹ سال اخیر توانستهاند در مرخصی بیرون از زندان حضور یابند که از نظر قوانین و حقوق زندانی عدم مرخصی به آنان خلاف مقررات جاری در حکومت جمهوری اسلامی ایران است. هر دو مدیران زن جامعه بهایی به دلیل طولانی بودن دوران محکومیت نیاز به مراقبتهای پزشکی دارند.
سرنوشت وکلای «یاران ایران»
وکلای مدیران جامعه بهایی ایران نیز به دلیل دفاع از آنان و دیگر متهمان عقیدتی و سیاسی بارها توسط ماموران امنیتی مورد تهدید قرار گرفتهاند. عبدالفتاح سلطانی توسط ماموران امنیتی بازداشت و در دادگاه به ۱۸ سال زندان و تبعید و همچنین ۲۰ سال محرومیت از شغل وکالت محکوم شده و مهناز پراکند نیز به دلیل فشارهای موجود مجبور به ترک کشور شد. هادی اسماعیل زاده دیگر وکیل مدیران جامعه بهایی پیش از مرگ بارها توسط ماموران امنیتی مورد تهدید قرار گرفته و به زندان و همچنین محرومیت از اشتغال به وکالت روبرو بود.
اتهامات مدیران جامعه بهایی
مدیران جامعه بهایی در دادگاه به اقداماتی مانند «جاسوسی، فعالیت تبلغی علیه نظام و راهاندازی و گسترش تشکیلات غیرقانونی، همکاری با رژیم غاصب و اشغالگر قدس، مشارکت در جمع آوری اسناد طبقه بندی شده و ارائه آن به بیگانگان با هدف بر هم زدن امنیت کشور، تبانی و اجماع با هدف بر هم زدن امنیت کشور، تبانی و اجماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی ایران، مخدوش کردن چهره جمهوری اسلامی ایران و افساد فی الارض» متهم شدهاند. به گفته وکلای مدیران جامعه بهایی، در زمان صدور کیفرخواست، مسئولین قضایی فتوایی از آیتالله مکارم شیرازی گرفته و اتهام محاربه و افساد فی الارض را به اتهام مدیران جامعه بهایی ایران اضافه کردند و در کیفرخواست تقاضای صدور حکم اعدام برای مدیران بهایی کردند.
واکنش مقامات قضایی جمهوری اسلامی
مقامات ایران در تمام دوران حیات جمهوری اسلامی گزارشهای نقض حقوق شهروندان بهاییان را دروغ دانسته و انتشار اخبار مربوط به نقض حقوق بشر بهاییان را دسیسه و توطئه دشمنان خارجی قلمداد کردهاند. شهروندان بهایی در ایران به دلیل باورمند بودن به آیین بهایی از حقوق شهروندی برابر برخوردار نبوده و هر ساله تعداد زیادی از بهاییان بازداشت، احضار، منع تحصیل، پلمب محل کسب و دیگر موارد نقض حقوق شهروندی را تجربه میکنند با این حال مقامات ایران مدعی هستند بازداشت و زندان و آزار و اذیت آنان به دلیل مذهب آنان نیست .
مسئولین جمهوری اسلامی جامعه بهایی ایران را یک تشکیلات سازمان یافته از سوی کشورهایی همچون اسرائیل و آمریکا معرفی میکند و به همین دلیل بهاییان همواره در دادگاههای انقلاب اسلامی متهم به ارتباط با «دولتهای مختاصم و اسرائیل» میشوند.
شیرین عبادی، مهنازپراکند و خدیجه مقدم به کمپین برای یاران ایران پیوستند
به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز شیرین عبادی و مهناز پراکند از وکلای مدیران جامعه بهایی ایران به همراه خانم خدیجه مقدم فعال حقوق زنان و یکی دیگر ازهموطنان ایرانی به کمپین #برای_یاران_ایران پیوستند.
بنابر این گزارش شیرین عبادی دارای جایزه صلح نوبل با برداشتن برگه ی که روی آن نوشته است " ۹ سال گذشت، مدیران جامعه بهایی ایران را آزاد کنید" دهمین سال بازداشت مدیران جامعه بهایی ایران را یادآوری کرد.
شیرین عبادی به همراه مهناز پراکند از جمله وکلای مدیران جامعه بهایی ایران بودند که به دلیل فشارهای بسیار مجبور به خروج از کشور شدند.
در حال حاضر این دو وکیل حقوق بشری به عنوان چهره های حقوق بشری همواره تلاش داشته اند که حقوق از دست رفته شهرودندان ایرانی را به مسئولین و جامعه ایرانی یادآوری کنند.
در تاریخ ۲۴ اردیبهشت خانواده یاران ایران نیز در اجتماعی با داشتن دست نوشته ی تحت عنوان "۹ سال گذشت، مدیران جامعه بهایی ایران را آزاد کنید " نیز به این کمپین پیوسته بودند. تاکنون تعدادی بسیاری از شهروندان ایرانی در کشورهای مختلف در این کمپین حضور یافته اند.
کمپین برای یاران ایران در دهمین سال بازداشت مدیران جامعه بهایی ایران به جهت اعتراض به حکم ناعادلانه مدیران پیشین جامعه بهایی ایران ایجاد شده است.
فریبا کمال آبادی، مهوش ثابت، بهروز توکلی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی و وحید تیزفهم مدیران جامعه بهایی ایران بودند که در ۲۵ اردیبهشت پس از یورش ماموران امنیتی به خانههاشان بازداشت شدند. مهوش ثابت یکی از مدیران جامعه بهایی پیشتر در اواسط اسفند ۱۳۸۶ در مشهد بازداشت شده بود و پس از مدت نزدیک به سه ماه انفرادی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مشهد همراه با دیگر مدیران جامعه بهایی به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
مدیران جامعه بهایی به مدت دو سال و نیم در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت شدیدترین بازجوییها و انفرادی آن هم بدون حضور وکیل و مشاوره حقوقی محبوس بودند که در تاریخ مرداد ماه ۱۳۸۹ قاضی مقیسه در شبعه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برای هر یک از متهمان ۲۰ سال زندان تعیین کرد که در آن زمان مورد انتقاد شدید کشورهای مختلف وسازمان ملل متحد قرار گرفت با این حال مقامات جمهوری اسلامی ایران به این اعتراضات توجهی نکردند. هفت مدیرجامعه بهایی در طول دوران محکومیت چندین مرتبه به زندانهای مختلف منتقل شدهاند.این حکم در هشتمین سال بازداشت آنان به ده سال زندان کاهش یافت.
بهروز توکلی، وحید تیزفهم، سعید رضایی، عفیف نعیمی و جمالالدین خانجانی هم اکنون در زندان رجاییشهر زندانی هستند و در این بین تنها عفیف نعیمی به دلیل بیماری سخت تا کنون اجازه مرخصی طولانیمدت پیدا کرده است اما وحید تیزفهم دیگر مدیر جامعه بهایی ایران تنها سه روز در سال اخیر اجازه مرخصی داشته و دیگر مدیران جامعه بهایی ایران که آنان نیز دچار مشکلات جسمی متعددی هستند تا کنون اجازه مرخصی پیدا نکردهاند و مقامات قضایی با وجود پیگیری اعضای خانوادههای آنان جهت مرخصی درمانی، موافقت نکردهاند.
مهوش ثابت شهریاری و فریبا کمال آبادی نیز هم اکنون در بند زنان زندان اوین هستند. مهوش ثابت پیشتر به مدت ۹ روز و فریبا کمال آبادی به مدت یک هفته طی ۹ سال اخیر توانستهاند در مرخصی بیرون از زندان حضور یابند که از نظر قوانین و حقوق زندانی عدم مرخصی به آنان خلاف مقررات جاری در حکومت جمهوری اسلامی ایران است. هر دو مدیران زن جامعه بهایی به دلیل طولانی بودن دوران محکومیت نیاز به مراقبتهای پزشکی دارند.
منبع خبر : https://goo.gl/XZoF0Q
به ما در مجموعه خبری بهائينیوز ( Bahainews ) بپیوندید.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه
اعتقادات بهائیان
برخی اعتقادات اساسی
اعتقاد به خدای واحد
اعتقاد بهائی به خدای واحد بیان میدارد که جهان آفرینش و نیروهای موجود در آن و تمام مخلوقات، خالق یکتایی دارند که درک ذات حقیقی آن برای ذهن انسانی غیرممکن است.
مخلوق نمیتواند خالق خود را درک یا توصیف کند. درک انسان از مفهوم خدا نیز هر قدر هم که وسیع و برخوردار از تخیل قوی باشد همیشه محدود به مرزهای ذهن است. هیچ رتبهای از وجود قادر به درک رتبۀ بالاتر از خود نیست. سنگ نمیتواند قوهای را که سبب رشدِ گیاه میشود درک نماید؛ درخت نمیتواند قوای بینایی، شنوایی، بویایی و حرکتی که یک حیوان از آنها برخوردار است را درک کند و یک حیوان هرگز آن سطحی از آگاهی که مشخصۀ انسان است را به دست نمیآورد. به همین نحو، ذهن انسان نیز هرگز نخواهد توانست ماهیت و مناسبات عالم ملکوت را به طور کامل درک نماید.
اگر چه ذات حقیقی خداوند همیشه دور از دسترس خواهد ماند اما انسان به کلی محروم از شناخت او نیست. حضرت بهاءالله تعلیم میدهند که خداوند ما انسانها را به دلیل محبت خود آفریده است. بر اساس همین محبت الهی است که در دورههایی از تاریخ بشریت، افرادی که از تمامی جنبههای ظاهری همچون دیگر انسان ها به نظر میرسند از جانب خداوند برگزیده میشوند تا جمیع صفات و ارادۀ او را برای بشر نمایان سازند. اگر خداوند را به خورشیدِ دستنیافتنی که منشأ تمام نور و حیات در منظومۀ شمسی است تشبیه کنیم، آن گاه میتوان این افراد را آینهها یا «مظاهر ظهور الهی» دانست که صفات الهی را همچون نور خورشید به بهترین شکل، به شیوهای که برای انسانها قابل دریافت باشد، منعکس میسازند.
آنچه که دربارۀ حقیقت خدا میدانیم توسط این مظاهر ظهور الهی، بنیانگذاران ادیان بزرگ جهان، به ما آموخته شده است. هر یک از این مربیان الهی، به تناسب ظرفیت درک و فهم بشر و نیازهای او در هر عصر، هدایتهای لازم برای تکامل اجتماعی و معنوی نوع انسان را فراهم میآورند، به ما میآموزند چگونه در هر زمان بر طبق ارادۀ الهی زندگی کنیم و به سعادت حقیقی دست یابیم.
اگرچه ممکن است هر یک از ما تصوری متفاوت از ماهیت خدا داشته باشیم، به زبانهای متفاوت دعا کنیم و به این وجود که فراتر از درک ماست نامهای متفاوتی نسبت دهیم، اما در حقیقت همه در مورد یک خالق واحد صحبت میکنیم.
اعتقاد به جنبۀ معنوی انسان
در دیدگاه دیانت بهائی وجود انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است. حقیقت وجود انسان، روح فناناپذیر اوست. زندگی حقیقی، زندگی روح است که با مرگ جسم پایان نمیپذیرد. روح تا ابد به سفر خود به سوی کمال ادامه میدهد.
روح و جسم با یکدیگر وجود انسانی را تشکیل میدهند. جسم، مادی است اما روح از عالمهای غیرمادی سرچشمه گرفته است. به صورت و مثال خداوند آفریده شده به این معنا که تمامی صفات الهی در آن به امانت گذاشته شده است. ارتباط روح با جسم را میتوان به رابطۀ نور و آینه تشبیه کرد. نور از منبعی خارجی است نه از خودِ آینه اما در آینه منعکس میشود. رابطۀ روح و جسم فقط در این عالم برقرار است. پس از مرگ، جسم از بین میرود اما روح تا ابد در عالمهای الهی به ترقی خود به سوی خداوند ادامه میدهد. هر چه روح به خالق خود و سرچشمۀ کمال نزدیکتر باشد سرور بیشتری را تجربه میکند. بدین ترتیب آثار بهائی بهشت و جهنم را به عنوان فضا یا مکانی مادی تعریف نمیکنند بلکه آنچه در متون مقدس سایر ادیان در این زمینه آمده است را توصیفی نمادین از نزدیکی یا دوری روح انسان از خدا و سرور یا درد و رنج ناشی از آن میدانند.
روح انسانی در این دنیای مادی است که صفات و توانمندیهایی را که برای سفر شکوهمند و ابدی خود به سوی خدا نیاز دارد کسب مینماید. همانطور که جنین در رحم مادر تواناییها و خصوصیاتی را که پس از تولد برای زندگی در این دنیا به آنها نیاز دارد کسب میکند. همۀ ما بالقوه دارای صفات و خصوصیات الهی هستیم و باید آینۀ روح را پاک و صیقلی سازیم تا این صفات از وجودمان ظاهر شود. مظاهر ظهور (مربیان الهی) در طول تاریخ پیوسته با آشکار کردن صفات و ارادۀ الهی برای بشر و نیز تربیت معنوی او کمک کردهاند تا صفات درونی انسان پرورش یابد و پیشرفت نماید.
دین الهی یکی است
حضرت بهاءالله بیان میدارند که بنیان تمام ادیان الهی مشترک و بر پایۀ یک حقیقت واحد است. دین را به کتابی میتوان تشبیه کرد که ادیان فصلهای پی در پی در آن را تشکیل میدهند. بنابراین، مأموریت هر یک از پیامبران الهی را میتوان مرحلهای از مراحل پایان ناپذیر آشکار شدن یک حقیقت واحد دانست.
پیامآوران الهی در طی فرآیندی مستمر، تدریجی و همیشگی، به تناسب ظرفیت درک و فهم بشر و نیازهای هر زمان، هدایت لازم را برای تکامل اجتماعی و معنوی او فراهم میآورند و بشر را از قابلیتها و مسئولیتهایش در مقام حافظ و امانتدار جهان آفرینش آگاه میسازند.
منشاء تمام ادیان الهی یکی است، اصول اساسی آنها با یکدیگر مشترک است، هدف آنها یکی است، تعالیم آنها ابعاد مختلف یک حقیقت واحد را روشن میسازد و رسالت هر یک نمایانگر یک مرحله در سیر پایانناپذیر تکامل معنوی و اجتماعی بشریت است.
نوع بشر یک خانوادۀ واحد است
اعتقاد به اینکه همۀ ما اعضای یک خانوادۀ واحد انسانی هستیم در کانون اعتقادات بهائی قرار دارد و اصل یگانگی نوع انسان محور تعالیم حضرت بهاءالله را شکل میدهد.
حضرت بهاءالله میفرمایند «ای اهل عالم! سراپردۀ یگانگی بلند شد. همه بار(میوههای) یک دارید(درخت) و برگ یک شاخسار.»
حضرت بهاءالله عالم انسانی را با بدن انسان مقایسه مینمایند. در بدن، میلیونها سلول با شکلها و کارکردهای متنوع هر یک نقش خود را در برقراری نظامی سالم ایفا مینمایند. اگر عضوی از بدن در رنج و درد باشد، دیگر اعضا نیز ناگزیر رنج میبرند. اصل حاکم بر عملکرد بدن همکاری است. اعضای مختلف بر سر منابع با هم به رقابت نمیپردازند بلکه هر سلول، از هنگام پیدایش، در تبادل و همکاری سازنده با سایر سلولها و اعضای بدن است.
هر فرد عضوی از هیکل بشریت به شمار میرود، در ذات خود شریف است و روحی یکتا دارد. همۀ انسانها هدفی مشترک دارند که پیشبرد یک تمدن معنوی و مادی همواره در حال پیشرفت است. همه، شهروندان و امانتداران یک کرۀ خاکی و سزاوار برخورداری از مزایای چنین پیشرفتی هستند. این آگاهی فزاینده نسبت به میراث مشترک و آیندۀ بههموابستهمان، فهم مان از خود را بازتعریف میکند و عادات و شیوههای ناکارآمد اجتماع معاصر را به چالش میکشد.
پذیرفتن اصل یگانگی نوع انسان ایجاب میکند که هر نوع تعصب از جمله نژادی، مذهبی، جنسیتی و... به طور کامل از میان برداشته شود.
http://www.bahaisofiran.org/what-bahais…/fundamental-beliefs
وزارت امور خارجه آمریکا خواهان آزادی مدیران جامعه بهایی ایران شد
به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا با انتشار یادداشتی در وبسایت این وزارتخانه خواهان آزادی بی قید و شرط مدیران جامعه بهایی ایران و همچنین کسانی که اتهامات مشابهی دارند و در زندان به سر می برند، شد.
بنابرگزارش مجموعه خبری بهایی نیوز وزارت امور خارجه آمریکا تحت یادداشتی با عنوان " 9 سال زندان برای رهبران جامعه بهایی ایران" دستگیری، محکوم شد و زندانی بودن آنان به اتهاماتی همچون " جاسوسی و تبلیغ علیه نظام " را ناعادلانه خواند و بازداشت آنان را "صرفا بخاطر عقاید مذهبی " آنان توصیف کرد.
در این بیانیه وزارت امور خارجه ایران را به دست داشتن در نقض حقوق بشر و بی اعتنایی به آزادی های اولیه متهمان عنوان کرد و از دولت ایران خواست تا با اجرای قوانین موجود در کشور خود و تعهدات بین المللی شرایط را جهت برقراری آزادی عقیده، بیان، مذهب ، تشکل و تجمعات مسالمت آمیز تضمین کند.
اسامی مدیران جامعه بهایی که در این وبسایت منتشر شده است فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت می باشند که به ده سال زندان محکوم شده اند.
منبع خبر :
به ما در مجموعه خبری بهائينیوز ( Bahainews) بپیوندید.
اجتماع خانواده یاران ایران به مناسبت دهمین سال بازداشت مدیران جامعه بهایی ایران
به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز خانواده مدیران جامعه بهایی ایران در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ در گرامیدشت دهمین سال بازداشت مدیران سابق جامعه بهائیان ایران با داشتن نوشته ی تحت عنوان " ۹ سال گذشت، مدیران جامعه بهایی ایران را آزاد کنید" دور هم گرد آمدند.
بنابرگزارش مجموعه خبری بهایی نیوز تصاویر این اجتماع که به دست خبرگزاری بهایی نیوز رسیده است به جهت پاسداشت مقاومت مدیران جامعه بهایی ایران پس از گذشت ۹ سال در زندان بوده است.
بنابرگزارش در حالی هفت مدیر جامعه بهایی ایران دوران محکومیت خود را طی می کنند که سه تن از این افراد با گذشت ۹ سال بدون یک روز مرخصی در زندان رجایی شهر محبوس بودند و چهار مدیر سابق جامعه بهایی ایران نیز پس از گذشت چندین سال محکومیت با دوران مرخصی کوتاه مدت روبرو بوده اند که برخلاف قانون موجود درخصوص زندانیان می باشد.
جمال الدین خانجانی، سعید رضایی و بهروز توکلی از جمله مدیران سابق جامعه بهایی ایران می باشند که بدون یک روز مرخصی در زندان رجایی شهر می باشند و فریبا کمال آبادی هفت روز مرخصی، مهوش ثابت شهریاری ۹ روز مرخصی و عفیف نعیمی به دلیل وضعیت جسمی بسیاری از دوران مرخصی خود را در بیمارستان بستری بود.
بنابر گزارشها در بهمن ۱۳۸۷، مدیران جامعه بهایی ایران در دادسرای امنیت تهران محاکمه شدند و جلسات دادگاه در زمستان ۱۳۸۸و بهار ۱۳۸۹ زیر نظر "قاضی مقیسه" در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.
مدیران جامعه بهایی ایران در تاریخ ۱۷ مرداد سال ۱۳۸۹ پس از دو سال و نیم انفرادی و دربسته به بیست سال حبس محکوم شد، در حالیکه هیچیک از اتهامات وارد شده را نپذیرفته بود. بر اساس این حکم، هریک از اعضای گروه «یاران ایران» به بیست سال زندان و در مجموع به ۱۴۰ سال زندان محکوم شدند. در تاریخ ۲۴ شهریور سال ۱۳۸۹ دادگاه تجدید نظر پس از حذف اتهاماتی چون جاسوسی و همکاری با دولت اسرائیل، این حکم را به ۱۰ سال کاهش داد. این حکم به صورت شفاهی به وکیل مدیران جامعه بهایی ابلاغ شد اما نهایتا حکم دادگاه تجدید نظر از سوی دادستان کل کشور، برخلاف شریعت تشخیص داده شد و به ۲۰ سال افزایش یافت و حکم ۲۰ سال زندان به یاران ایران به صورت رسمی ابلاغ شد.اما پس از گذشت ۸ سال و نیم از دوران محکومیت مدیران جامعه بهایی ایران این حکم به ۱۰ سال زندان کاهش یافت.
منبع خبر : https://goo.gl/Ncm4pN
به ما در مجموعه خبری بهائينیوز ( Bahainews) بپیوندید.
اشتراک در:
پستها (Atom)








