جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مرداد ۴, چهارشنبه

برخورد ميرحسين موسوى با بهائيان

با توجه به گزارش‌های واصله به دولت در زمینه برخورد با پیروان آیین بهائی، میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت در بخشنامه‌ای خطاب به وزارتخانه‌ها، مؤسسات دولتی و نهادهای انقلاب اسلامی، سیاست دولت را این چنین اعلام می‌کند که با افراد جاسوس مطابق قوانین، برخورد قاطع صورت گیرد ولی هیچ کارگزار نظام مجاز نیست تا فردی که جاسوسی یا محرومیت از حقوق اجتماعی و قانونی‌اش توسط راجع ذی صلاح تأیید نشده، از این حقوق محروم نماید.

حقوق اجتماعی اقلیت‌های دینی رسمی و غیررسمی

در شهریور 1377 رئیس دفتر ریاست جمهوری در نامه‌ای خطاب به دکتر روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، از او خواست که با توجه به اهمیت حقوق اجتماعی اقلیت‌های دینی رسمی و غیررسمی، به ویژه بهائیان، گروهی شامل نمایندگان قوه‌ی قضائیه، وزارت کشور، وزارت اطلاعات و چند متخصص این مسئله را بررسی و نتیجه را اعلام کنند.
بخش هفتم / اقلیت‌ها
599
بسمه تعالی
شماره 7089-77
تاریخ 1377/6/17
حجةالاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر روحانی
دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی
با سلام
نامۀ شمارۀ 156-77 مورخ 77/6/14 هیأت پیگیری و نظارت و پیگیری بر اجرای قانون اساسی،
موضوع مسایل مربوط به حقوق اجتماعی اقلیت‌های رسمی و غیر رسمی مذهبی به ویژه
فرقه ضاله بهاییت، که تصویر آن به پیوست ارسال می‌گردد، به استحضار ریاست
محترم جمهوری رسید، پی‌نوشت فرمودند:
«جناب آقای دکتر روحانی
نظر به اهمیت موضوع و لزوم حل اساسی آن لازم است
سریعاً با حضور آقایان شوشتری و مهرپور و نمایندگان قوه
قضایی و وزراتخانه‌های اطلاعات و کشور و چند صاحب نظر
دردآشنا در دبیرخانه بررسی و نتیجه جهت تصمیم‌گیری به من
یا شورای عالی امنیت ملی ارایه شود. منتظر اقدام هستم.»
سید محمدعلی ابطحی
از طرف محمدرضا تابش

حقوق اجتماعی شهروندان بهائی


حسین مهرپور، رئیس هیأت پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی، در نامه‌ای به سید محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت ایران، معضل برخورد با حقوق اجتماعی اقلیت‌های غیررسمی به ویژه بهائیان را مطرح می‌کند و با اشاره به بیانات ریاست جمهوری در زمینه‌ی حقوق انسان‌ها و با توجه به اصل ۱۴ قانون اساسی، خواستار اقدام عملی ایشان در جهت رفع مشکل حقوق شهروندی اقلیت‌های غیررسمی می‌شود. مهرپور در این نامه از ریاست جمهوری درخواست می‌کند تا در اولین مرحله، مسائلی نظیر گرفتن گذرنامه، تحصیل و اشتغال در مشاغل خصوصی حل شود.
وظیفه دشوار نظارت بر اجرای قانون اساسی​
598
هستند. احکامی نیز در دست دارند که به لحاظ وابستگی به این فرقه، تضیقاتی علیه آن‌ها
صورت گرفته و بعضاً به مصادره اموال و احیاناً اعدام محکوم شده‌اند، تبیین موضوع
و بیان مصادیق را اگر فرصت حضوری پیش آمد، ارایه خواهم کرد. این‌ها همه‌ در حالی
است که طبق اصل ۱۴ قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران باید نسبت به
غیر‌مسلمانان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نماید و حقوق انسانی آنان را
رعایت کند و حضرت امام‌خمینی رضوان‌الُله تعالی علیه در پاسخ سؤالی که از سوی
شورای عالی قضایی در مورد کفار اهل کتاب و غیر اهل کتاب از ایشان به عمل آمده بود
فرمودند: «کفار مزبور در پناه اسلام هستند، و احکام اسلام مانند مسلمان‌های دیگر
دربارۀ آن‌ها جاری‌است و محقون‌الدم بوده و مالشان محترم است» بررسی همه
جنبه‌های مقررات حقوقی و کیفری ناظر به این فرقه‌ها و پیدا‌ کردن راه‌حل شرعی‌ کار
دشوار و صعب‌الوصول یا ممتنع‌الحصول است ولی می‌توان تمهیدی اندیشید که همه
افراد ملّت و اتباع ایران از جمله اقلیّت‌های غیر‌رسمی که به هر حال جزء افراد ملّت
محسوب می‌شوند و تکالیف و الزامات حکومت را گردن می‌نهند از حقوق اجتماعی
مربوط به آحاد ملّت و یا به تعبیری حقوق شهروندی برخوردار‌ باشند و حداقل در
مرحله اوّل مسایلی مانند گرفتن گذرنامه، ‌ خروج از کشور، ‌ تحصیل، ‌ اجازه اشتغال حداقل
در مشاغل خصوصی و اموری نظیر آن‌ها بدون توجه به هر نوع عقیده و مذهب در مورد
همه حل شود مدت‌هاست این مسأله مطرح شده و گمان می‌کنم در برخی کمیته‌های
شورای عالی امنیت ملی نیز مورد بحث قرار گرفته ولی هنوز نتیجۀ مطلوب به‌ دست
نیامده است از جناب‌عالی به خصوص با توجه به بیانات جالبی که در زمینه حقوق
انسان‌ها به مناسبت‌هایی ایراد می‌فرمایید و طبعاً در جریان شرکت در اجلاس سال
جاری مجمع عمومی سازمان ‌ملل نیز بیان خواهید فرمود، ‌ انتظار اقدام عملی برای حلّ
این معضل می‌رود، ‌هدف از تصدیع، ‌ بیان کلّی مطلب و طرح اصل موضوع بود، ‌ مطالب
تفصیلی و مشروح‌تری در این زمینه وجود دارد که ترجیح می‌دهم شفاهاً توضیح بدهم.
حسین مهرپور
مشاور رییس جمهور و
رییس هیأت پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی
کنترل و پایِش

دستور تهیه‌ی مشخصات دانش‌آموزان بهائی

در ۱۴ آبان ماه سال ۱۳۹۰، مدیر آموزش و پرورش شهرستان شهریار (از توابع استان تهران) در بخشنامه‌ای محرمانه، مدیران مدارس تابعه را موظف می‌کند که به طور غیرمحسوس مشخصات دانش‌آموزان بهائی را تهیه و حداکثر تا تاریخ ۲۱ آبان ماه به کار‌شناسی حراست تحویل دهند. دانش‌آموزان پیش‌دبستانی نیز مشمول این بخشنامه هستند.
«باسمه تعالی»
وزارت آموزش و پرورش 
[آرم جمهوری اسلامی] اداره کل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران شماره: ح /۱۹۱۸ /م
جمهوری اسلامی ایران
مدیریت آموزش و پرورش شهرستان شهریار تاریخ: ۹۰/۰۸/۱۴
پیوست: دارد
بسمه تعالی
محرمانه
مدیران محترم مدارس تابعه
سلام علیکم
با احترام/ شایسته است نسبت به تکمیل فرم پیوستی (مشخصات دانش آموزان بهایی)
اقدام و حداکثر تا تاریخ 90/08/21 به صورت محرمانه
به کارشناسی حراست تحویل نمایید.
1.نوآموزان پیش دبستانی نیز مشمول این بخشنامه می شوند.
2.اطلاعات دانش آموزان به صورت محرمانه و غیرمحسوس جمع آوری شود.
3. مدارسی که فاقد دانش آموزان ذکر شده می باشند، فرم پیوستی را پس از
مهر و امضای مدیر عودت نمایند.
حکمعلی نجفی
مدیر آموزش و پرورش شهرستان شهریار
[امضا]

دستور تهیه‌ی فهرست اسامی بهائیان توسط سفارتخانه‌های ایران

در مرداد سال ۶۰ دفتر معاونتِ فرهنگی و کنسولیِ وزارت امور خارجه، بخشنامه‌ای محرمانه و فوری به تمام نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در کشورهای خارج ارسال و آنها را موظف می‌کند اسامی تمامی بهائیان مقیم حوزه‌ی خود را با دقت تهیه و ارسال کنند. همچنین به آنها دستور داده می‌شود از تمدید گذرنامه بهائیان خودداری کنند.
اداره: دفتر معاونت فرهنگی و کنسولی
شماره: 10/4462-17/533
تاریخ: 1360/5/21

[آرم جمهوری اسلامی ایران]
جمهوری اسلامی ایران

خیلی محرمانه- فوری-
بسمه تعالی
بخشنامه بکلیه نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در خارج
از تاریخ ابلاغ این بخشنامه کلیه مسئولین نمایندگیها موظفند اسامی تمامی بهائیان مقیم حوزه آن نمایندگی و ضد انقلابیون بخصوص به اصطلاح دانشجویان را با دقت تهیه و ارسال نمایند. همچنین از تمدید گذرنامه این افراد خودداری فرموده و فقط برگه عبور داده شود.
معاون امور فرهنگی و کنسولی
جواد منصوری
[امضاء]
[مأخذ: کتاب سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران (جلد دوم)، صفحه‌ی 49، سند شماره‌ی 8]

علما، بهاءالله و پیروان او... مطلبی به مناسبت دویستمین سالروز تولد بهاءالله



یکی از سوالاتی که برای بسیاری از دوستان مسلمانمان که از مشکلاتی که در ایران برای بهاییان پیش می آید با خبر بوده اند یا با خبر می شوند و منصفانه تنها به شنیدنِ صحبتهای علما و یا مسوولین حکومتی اکتفا نمیکنند این است که علت اینهمه مخالفت علما با بهاءالله و پیروانش در طول مدت زمانی نزدیک به یکصد و هفتاد سال چه بوده است؟ مگر وی و یارانش چه اعمالی را مرتکب شده اند که سزاوار اینهمه آزار و اذیت و تبعید و لعن و طعن گردیده اند؟ البته که اگر از خودِ علما علت این مخالفت ها را بپرسیم صحبتهایی را مطرح می کنند که سالهاست آنقدر گفته اند که شاید خود نیز باور کرده باشند. صحبتهایی که برای اثبات آنها خود را ملزم به ارائه سند و مدرکی هم نمی بینند. اما با کمی جستجو در میان تعالیم بهاءالله و عملکرد پیروانش در طول این سالهای نسبتا طولانی میتوانیم ریشه هایی از دلایل مخالفت علما را بیابیم که البته کمتر از زبان خود آنان میشنویم. برخی از آن دلایل را اینگونه میتوان شمرد:
1- بهاءالله مردمان جهان را به جستجوی حقیقت تشویق میکند. از آنان میخواهد که با چشم خود ببینند و بشنوند و در این راه مهمترین صفتی که یار و یاورشان در یافتنِ حقیقت است را انصاف معرفی می کند. او تقلید را منع می کند و از مردمان میخواهد که میان دینِ حقیقی و خرافات تفاوت قایل شوند. البته احترامِ اهل دانش و اهلِ خدمت را واجب میشمرد اما اینکه آنان از مردم بخواهند که از دریچۀ چشمِ آنان به حقیقت و به آیاتِ الهی نگاه کنند و خود را مرجع بدانند جایز نمی داند. در مقابل ادارۀ امور جامعه را تنها از طریقِ مشورت و ساختارهایی که در کتاب های خود تعریف میکند و بر اساسِ انتخابات شکل می گیرند تصویر می کند.
2- تعظیم و سجده در مقابل سایر افرادِ بشری در هر رتبه و مقام که باشند، دست بوسیِ آنان و هر امری که عزتِ و شرافتِ بشری را پایمال نماید نهی می نماید.
3- اجازۀ آن که دیگران را نجس، مرتد یا مدهورُ الدَّم بخوانند را از افراد و جامعه سلب میکند.
4- روحانی بودن را مفهومی در قلب آدمیان و ورای ظواهر معرفی می کند. چنانچه در یکی از آثارِ خود اینگونه می گوید: \"ای به ظاهر آراسته و به باطن کاسته، مَثَلِ شما مثلِ آبِ تلخِ صافی است که کمالِ لطافت و صفا از آن در ظاهر مشاهده شود؛ چون به دستِ صرّافِ(جدا کنندۀ نیک از بد) ذائقۀ احدیّه افتد قطره از آن را قبول نفرماید\".
5- از تظاهر به ذکر گفتن در کوچه و خیابان منع می نماید.
6- فتوای جهاد دادن را در دنیایِ امروز امری به دور از تعالیم الهی معرفی می کند و این اسلحۀ قدرتمند را از دست علما میگیرد؛ چه که جهاد و سلاح را راه یاری رساندن به امرِ خداوند نمیداند و در مقابل، اعمال و اخلاق نیکو را یاورِ حق و حقیقت معرفی می کند. چنانچه می گوید: \"کلّ را وصیت می نمائیم که به جنودِ(لشکریان) اعمال و اخلاق، امرالله(دینِ خداوند) را نصرت(یاری) نمایند\". و نیز می گوید : \"ناصرِ امر اعمال است و مُعينش اخلاق. يا اهلِ بهاء، به تقوی تمسّک نمائيد\".
7- دخالتِ علما در سیاست را منع می کند و بسیاری از مشکلات و جنگ هایی را که ایرانیان در دورۀ قاجار و ترکها در دورۀ عثمانیان به آن گرفتار آمدند را از اثراتِ دخالتِ علما در سیاست و فتواهای آنان ذکر می کند.
8- نماز جماعت را به جز در نماز میّت روا نمی داند و در نتیجه مفاهیمی همچون پیش نماز و امامِ جماعت را از دایرۀ لغاتِ آیینِ خود حذف می نماید.
9- دین و مذهب را وسیله ای جهت گردِ هم آوردنِ مردمان معرفی می کند و سوء استفاده از آن به نیتِ دور کردنِ مردمان از هم و ایجاد جنگ و اختلاف را شدیدا منع می کند. چنانچه می گوید: \"ای اهلِ عالم، مذهبِ الهی از برای محبت و اتحاد است. او را سبب عداوت و اختلاف منمایید\"
10- ارتباط مردمان با خداوند را تنها از طریقِ قلبِ آنان می داند و در میانِ مسیرِ آنان به سمتِ حق جایگاهی برای علما در نظر نمی گیرد.
11- او مردمان را دعوت می کند تا بیگانگی را کنار بگذارند و همدیگر را میوه های یک درخت و برگهای یک شاخه ببینند. چنانچه می گوید: \"ای اهل عالم، سراپردۀ یگانگی بلند شد. به چشمِ بیگانگان یکدیگر را مبینید. همه بارِ یک دارید (همه میوه های یک درختید) و برگِ یک شاخسار\". روشن است که در این تعلیم جایی برای خود را برتر دیدن و بالاتر نشستن نیست. چنانچه در جای دیگر میگوید : \"برتری و بهتری که به میان آمد، عالَم خراب شد و ویران مشاهده گشت\"
12- تعصبات مختلفه از جمله تعصبِ دینی را سببِ ویرانیِ بنیانِ عالَمِ انسانی میداند و مردمان را از آن نهی می کند. عبدالبهاء فرزند بهاءالله بر اساس تعالیمِ پدر اینگونه میگوید: \"تعصبات است که عالم را خراب کرده، هر عداوت و نزاعی و هر کدورت و ابتلايی که در عالم واقع شده، يا از تعصب دينی بوده يا از تعصب وطنی يا از تعصب نژادی يا تعصب سياسی. تعصب مذموم و مضر است، هر نوع باشد. وقتی که امرِ تعصبات از عالم دور شود، آن وقت عالم انسانی نجات يابد\".
13- نهی از حدیث سازی و استناد به روایاتِ شفاهی
14- نهی از چند همسری و صیغه
15- نهی از تقیه و پنهان کردنِ عقیده
16- نهی از دروغ به هر بهانه و مصلحتی... چنانچه می گوید: \"لسان(زبان) گواهِ راستیِ من است. او را به دروغ میالایید(آلوده مکنید)\"
17- و ...
امید به آن دارم که مردمان به دنبال عمل به حقیقت و آنچه آنان را به کار آید باشند. حال این حقیقت از دهانِ هر که به گوشِ ما رسد. باشدکه کرۀ زمین، بهشتِ برین گردد.

زندگی بهائی



فرد بهائی حضرت بهاءالله را پیام‌آوری الهی می‌داند که در این زمان خواست و ارادۀ خداوند را برای نوع بشر آشکار ساخته‌اند و تعالیم ایشان را رهنمودهایی متناسب با نیازهای کنونی جهان یافته است. یک بهائی سایر ادیان بزرگ جهان را از جانب خداوند می‌داند و آنها را کاملاً محترم می‌شمارد. تلاش برای برابری میان زنان و مردان، ارزشمند شمردن زندگی خانوادگی، ترویج عدالت اجتماعی، خدمت به نوع بشر، آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان و نیز پیشرفت معنوی و فکری به منظور مشارکت در برقراری صلح و یگانگی نوع انسان از جنبه‌های ضروری و مهم زندگی بهائی به‌شمار می‌روند.
زندگی فرد بهائی شامل تلاش در به اجرا درآوردن تعالیم حضرت بهاءالله در حیطه‌های مختلف زندگی مانند خانواده، تحصیل، اشتغال، کوشش برای پیشرفت شخصی در درون چارچوب اخلاقی و مشارکت در فعالیت‌های جامعه برای بهبود محیط اطراف خود است. آن چه به تمام این فعالیت‌ها معنا می‌دهد بینشی نسبت به آیندۀ باشکوه جهان است و این که هر فرد می‌تواند و باید به سهم خود در پیشبرد این تمدن جهانی مشارکت داشته باشد. از سوی دیگر یکی از مفاهیم محوری در تعالیم بهائی این‌ است‌ که پرورش شخصیت درونی فرد و خدمت به نوع انسان، مانند دو روی یک سکه، جنبه‌های جدانشدنی زندگی هستند.
حضرت ولی‌امرالله بیان می‌کنند: «نمی‌توانیم قلب انسان را از محیط اطراف او جدا سازیم و بگوییم که هر زمان یکی از آن‌ها اصلاح گردد، همه چیز اصلاح خواهد شد...هر یک از آن‌ها بر دیگری تأثیر می‌گذارد و هر تغییر دائمی در زندگی انسان نتیجۀ این تأثیر و تأثر متقابل است.» (ترجمه)
این بینش‌ها موجب می‌شود یک فرد بهائی تلاش کند تا در عمل بیاموزد چگونه می‌تواند جنبه‌های مختلف زندگی‌اش را در خدمت به نوع انسان و پیشبرد تمدن یکپارچه سازد.